منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
درباره

هو
سلام علیکم
الهی حاصل یک عمر درس و بحثم این شد که فهمیدم خداست و دارد خدایی میکند.
ان شا الله تعالی تصمیم بر این داریم تا با عنایت حضرت باری تعالی قدم به قدم مراحل سیر و سلوک الی الله را به صورت الفاظ ساده در این وبلاگ گرد اوری کنیم تا منبعی هر چند ناچیز برای ره پویان طریق حق باشد
ما را از دعای خیرتان محروم مسازید
(( تصویر مبارک حضرت علامه حسن زاده آملی از باب تبرک در این قسمت درج شده و لازم به ذکر میباشد که وبلاگ و نویسندگان آن بی ارتباط با ایشان هستند و اگر مطالبی از ایشان در لابلای پست های وبلاگ ذکر شود حتما با منبع خواهد بود))

نکته مهم: ((حقیر زین پس در هیچ سایت و وبلاگی با نام سالک و آدرس این وبلاگ نظری نخواهم داد. هرگونه نظر مشاهده شده جعلی است.))
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی

خداحافظی موقت

برای مدتی از محضر دوستان خداحافظی میکنم. ان شا الله اگر توفیق شود دوباره در خدمت دوستان باشم، لطفا پیامی ارسال نفرمایید چون تایید نخواهد شد و پاسخی به ان داده نمیشود.





مقام علامه حسن زاده آملی

استاد سمندری: به خواب و بیداری (ام) جناب استاد علامه حسن زاده آملی روحی فداه ، حدود سی متر جلوتر از من میرفتند و وقتی که خسته میشدم ( از پیمودن مسیر ) ، استاد میفرمودند برخیز وبیا. اگر افتادی تا برخیزی خیلی طول میکشد. راه دور است.





اذا الشمس کورت

دوستی میفرمودند : در معیت استاد سمندری در حال قدم زدن بودیم که این دو بیتی را برایمان خواندند:

دانی که در بیان اذا الشمس کورت

معنی چه گفته اند بزرگان پارسا؟

یعنی وجود خواجه سر از خاک بر کند

خورشید و ماه را نبود آن زمان ضیاء

بعد جناب استاد پرسیدند ، معنای این شعر چیست؟

به نظر حقیر (نویسنده وبلاگ) معنای این شعر این است که : حضرت محمد مصطفی (روحی و نفسی له الفداه ) حائز مقام و مرتبه صادر اول  یا رق منشور یا  وجه الله هستند. کل عالم وجود مانند بدن برای رسول الله محسوب میشود زیرا او جان جهان است.

قیام قیامت، آنگه است که حقیقت رسول الله( یعنی همان صادر اول با رق منشور یا وجه الله) قیام و جلوه کند. وقتی رسول الله که جان جهان و علت خلقت عالم و روح عالم و جوهر موجودات است ، تجلی کند ، همه کثرات محو میشود.به تعبیری وجه الخلقی موجودات رخت میبندد و وجه اللهی آنها جلوه میکند. (وجه الله نیز همان حقیقت رسول الله است که درقیامت کبری قیام میکند. فافهم)

از اینجا به سر این آیه کریمه خواهی رسید که حق متعال میپرسد لمن الملک الیوم؟ و رسول الله پاسخ میدهد لله الوحد القهار.  همه کثرات نظام هستی و حتی جبرائیل و میکائیل و اسرافیل همگی اماته میشوند زیرا که قیامت قیام کرده و این قیام حقیقت محمدی است.

دانی که در بیان اذا الشمس کورت ، معنی چه گفته اند بزرگان پارسا؟ معنی اینگونه گفته اند که قیامتی که در قران مطرح میشود ، قیام حقیقت حضرت محمد صلوات الله علیه است. وقتی حقیقت حضرت رسول قیام کند ، کل عالم که قوامشان به ایشان است ، آن عین الربطی خویش را ظهور خواهند داد و اصلا تو بگو همه میشوند محمد. به دریا بنگرم محمد وینم ، به صحرا بنگرم محمد وینم و هکذا. چرا محمد وینم؟ چون حضرت محمد صلوات الله علیه است که خالق نظام هستی باذن الله است. فتدبر فافهم ترشد

قیامت قامتی قامت قیامت

قیامت میکند با قد و قامت

موذن گر ببیند قامت تو

به قد قامت بماند تا قیامت

تو خودحدیث مفصل بخوان ازاین مجمل. 





نماز شب بخوانم یا نماز های قضا شده ام را؟

استاد مهدی سمندری در پاسخ سوال فوق فرمودند: اگر اهل نماز شب هستید (بدانید) نماز شب واجب نیست و (تنها) واجب به رسول الله است.بعضی ها که دوست دارند (نماز شب) بخوانند (این افراد بدانند) اگر قصدشان لله است بخوانند ، اگر میخواهم بخوانم باشد ،نخوانند.(یعنی اگر برای خودشان میخواهند بخوانند ، نخواندن نماز شب بهتر است)

اگر لله نماز شب خواندید ، آن یک رکعت وتر را لازم نیست بخوانید ، اگر در زندگی نمازی از شما قضا شده (به جای نماز شب و شفع) بخوانید. یعنی دو عنوان داشته باشد ، اولی اش قضا و دومی ما فی الذمه.

آن وقتی که (شخص) بداند هیچ نمازی از او ترک نشده است مافی الذمه را بخواند.وتر لازم نیست. هم ادای دین به حضرت حق را کرده باشید و هم نماز شبتان را خوانده باشید.


 نکته : اینکه در ابتدای مطلب فوق عرض کردم که (استاد مهدی سمندری در پاسخ سوال فوق فرمودند) ، کلمه فرمودند را ایشان دوست ندارند. هرگاه به ایشان عرض میشود که بفرمایید یا اینکه دستور بدهید ، در پاسخ با تبسم میگویند پسر جان مگر من فرعونم که بفرمایم یا دستور دهم؟ یا اینکه نمرودم؟

 نکته دوم: منظور استاد این است :افرادی که به گردنشان نماز قضا میباشد و مایل به خواندن نماز شب نیز هستند ،  به جای نماز شب خواندن ، نماز قضا را در وقت نماز شب اقامه کنند ، تا هم به ثواب نماز شب و اثراتش برسند و هم حق الله را ادا کرده باشند. در این صورت نیازی نیست نماز وتر اقامه شود و شخص میتواند بدون قرائت نماز وتر ، نماز قضا را به جای همان ده رکعت نماز شب و شفع اقامه کند.





نکته ای درباره کتاب سه رساله نور استاد مهدی سمندری

استاد سمندری نجف آبادی میفرمودند:« در ابتدای کتاب سه رساله نور ، رساله ام ابیها ،یک بیت شعر میباید نوشته باشد که در چاپ های جدید این رساله تحریف شده است. » هر کدام از دوستان که این کتاب را دارند درابتدای رساله ام ابیها این بیت را بنویسند:

اشک حرم نشین نهانخانه مرا

 زان سوی هفت پرده به بازار می‌کشی 

ام ابیها

 و چه زیبا اینکه استاد هرگاه این شعر را میخوانند ، به حالت گریه می افتند. این چه عشق و علاقه ای است ، الله اعلم. تمام شاگردان علامه حسن زاده ، در بین معصومین نسبت به فاطمه زهرا ارادت خاص تری دارند. و البته باید هم این طور باشد زیرا که ائمه حجت الله اند و فاطمه زهرا حجت الله علی الحجج و این است مقام زن. سبحان الله.


سوالی از دوستان خواننده دارم، منظور از هفت پرده در شعر فوق چیست؟ 





توحید اهل الله

استاد شیخ مهدی سمندری : استادم علامه حسن زاده آملی روحی فداه ما را موحد بار آورده اند. توحید یعنی قل هو الله احد. آن وقتی که عمل قلبم را انجام دادم ، تشریف آورند منزل و سه ربع ساعت درباره قل هو الله احد صحبت فرمودند.عرض کردم جناب استاد حاضری بیاوریم میل کنید. ؟ فرمودند شهررضا بیمار دیگری دارم. آن بیمار یک فرد نابینا بود که وقتی علامه دست بر سراو کشیدند ( باذن الله) شفا یافتند.

روزی از استاد سمندری پرسیده شد: آقا جان شما هم مطالب آن سه ربع ساعتی که علامه درباره قل هو الله احد فرمودند را برای ما بفرمایید.

فرمودند: بنده حتی یک ثانیه اش را نمیتوانم. ایشان علامه است.





 

جلسه ی هشتم مستند استاد صمدی آملی در برنامه مجله بارداری شبکه دو

موضوع : انشاء صورت انسانی (آداب انعقاد نطفه=نسل پاک)

موضوع: دستورالعمل های پیامبر برای ازدواج **    زمان: 5:04    **   حجم: 16 مگابایت

 دریافت

لینک کمکی

(توضیح: برای دریافت همه ی قسمتهای این مجموعه به اینجا بروید)

(برای دریافت رساله انشاء صورت انسانی به اینجا بروید)



برگرفته از ghasedoon.blog.ir





جلسه ی هفتم مستند استاد صمدی آملی در برنامه مجله بارداری شبکه دو

موضوع : انشاء صورت انسانی (آداب انعقاد نطفه=نسل پاک)

 

موضوع: دستورات و آداب ازدواج **    زمان: 3:43     **   حجم: 10 مگابایت

 دریافت

لینک کمکی

(توضیح: برای دریافت همه ی قسمتهای این مجموعه به اینجا بروید)

(برای دریافت رساله انشاء صورت انسانی به اینجا بروید)


برگرفته از ghasedoon.blog.ir





نصایح شیخ مهدی سمندری

قال الصادق علیه السلام : القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیر الله. حضرت فرمود ، امام ششم سلام الله علیه فرمود قلب حرم خداست. تو این حرم خدا اجنبی راه ندید.ساکن نکنید.غیر الله همه اجنبی هستند.

تا تو در بند عیالی از زر و زن چاره نیست

عاشقی شو تا هم از زرفارغ آیی هم ز زن

زن و مرد فرق نمی کند.این شعر خیلی عالیه.

با دو قبله در ره معشوق نتوان رفت راست

یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن

معشوق یا معبود فرق نمی کند. (این اشعار همه مال مولاناست.)

میشه آدم به دو قبله نماز بخواند؟نمی شود، بچه گانش اینکه یا طالب خدا باش یا خرما. کدام را میخواهی؟ یا دوست را بگیر یا دشمن را؟ استغفر الله . یا علی را یا معاویه را. 

خود اهل تسنن هم گرچه امیر المومنین علی را امام نمیدانند اما هیچ وقت به ابوبکر و عمر و عثمان اقتدایی ندارند.

پس عزیزان ، اگر عاشق شدید او را رها نخواهید کرد عاشقی شو که نه زر بخواهی نه همسربخواهی. همسر که لازم است. از امور لازم زندگیه اما (توجه استقلالی به او) غیر الله است. کرارا عرض کردم.





عبد باشی برایت بس است

استاد شیخ مهدی سمندری : الرحمن، رحمتش بی نهایت است. سوره فرقان: « و عباد الرحمن الذين يمشون علی الأرض هوناً و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً»(فرقان/63)؛ «بندگان الرحمن كسانی هستند كه آرام و بي­ تكبر روی زمين راه مي­روند و هنگامی كه جاهلان آنها را مخاطب سازند به آنها سلام مي­گويند.» 

از عباد الرحمن {باش} جانم. نمیخواهم بگویم با خفت و خواری بر روی زمین بروید. نرم { راه} بروید. چه خبره اینطور { با غرور} راه میروید؟ به کوه ها که سر نمیتوانی بسایی و نمیتوانی زمین را بشکافی. همان عبد باش بسته.(برایت بس است)





ماجرای دانشگاه رفتن استاد شیخ مهدی سمندری

بعضی ها گمان میکنند اولیا الله سختی چندانی ندیدند و همه چیز برایشان فراهم بوده است ، بی خبر از انکه نازپرود تنعم نبرد راه به دوست، عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد. اولیای خدا در دل رنج ها و زحمت ها به جایی رسیدند.

برای مثال استاد سمندری درمورد زمان طلبگی خویش میفرمودند «من هفت ریال شهریه میگرفتم که بعدا شد سی ریال. از نماینده آقای بروجردی شهریه میگرفتیم. آن نماینده یعنی آقای ... نام مرا صدا زد و گفت به مهدی سمندری شهریه ندهید. پرسیدیم چرا؟ گفتند: چون به دانشگاه رفته است. »

از جناب استاد سمندری پرسیده شد در دانشگاه چه چیزی مطالعه فرمودید ؟ فرمودند :« باید پایان نامه ام را ببینید.»

عرض شد : موضوع پایان نامه شما چیست ؟

فرمودند :« الاهواء و الاراء فی المهدی علیه السلام و بیان قول الحق فیه ، در پایان نامه ام نام اساتیدم را آوردم »

به حمد الله در محضر پایان نامه جناب استاد هستیم که اگر توفیق شد این پایان نامه تایپ شود و در اختیار همگان قرار گیرد.متن این پایان نامه عربی است و نکته جالب اینجاست که استاد راهنمای جناب استاد سمندری در نگارش این پایان نامه ، حضرت استاد آیت الله الهی قمشه ای بوده است که علامه حسن زاده نیز مفتخر به شاگردی ایشان بودند.

اولیای خدا برای تحصیل علم و کمالات انسانی خود را به هر زحمتی انداختند. دانشگاه رفتن استاد سمندری و استاد امامی کجا و دانشگاه رفتن ما کجا؟ ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!!

ماجرای سفر به آلمان و سفرنامه جناب استاد سمندری و زبان آموزی ایشان نیز ماجرایی خواندنی دارد که این زمان بگزار تا وقت دگر.

 


 نکته: در مورد عدد هفت ریال و سی ریال کمی تردید دارم. البته عددش اهمیت چندانی ندارد.





جلسه ی ششم مستند استاد صمدی آملی در برنامه مجله بارداری شبکه دو

موضوع : انشاء صورت انسانی (آداب انعقاد نطفه=نسل پاک)

 

 

دانلود

 

با تشکر از وبلاگ وزین و شریف قاصدون که زحمت ضبط و آپلود این مستند را بر عهده گرفتند. برای سلامتی این دوست عزیزمان صلواتی عنایت بفرمایید.





با دو قبله میشود؟

استاد سمندری میفرمودند:

با دو قبله در ره معشوق نتوان رفت راست

یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن

حالا میشه به دو قبله نماز خواند؟ بله؟ آقاجان درسته؟ میشه؟

 مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ. خدا دو تا قلب نداده به آدم.یکیه.و امام صادق سلام الله علیه فرمود : القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیر الله.تو یک قلب داری ، یا بده به دنیا یا بده به خدا.

 





خاطره ای کوتاه از نماز یک ولی خدا

یکی از دوستان میفرمودند : محضر یکی از اولیای الهی بودیم. هنگام نماز مغرب شد و طبق معمول به ایشان اقتدا کردیم. در حال نماز خواندن بودیم که متوجه شدیم در نماز حالی به ایشان دست داد که به گریه افتادند و ناله میزدند .یکی از دوستان بلافاصله بعد از نماز به نزدشان رفته و به ایشان عرض کرد : آقا جان نماز بعدی (نماز عشاء) را نشسته بخوانید. 

این ولی خدا فرمود : «مگر شمشیر خورده ام؟»

به ایشان عرض شد آقاجان چیزی خوردید؟ (آب یا چیزی میل ندارید)

فرمودند: «بله. سقاهم ربهم شرابا طهورا. ان شاء الله خداوند آن را روزی همگان بفرماید.»

بعد از شنیدن این فرمایش فهمیدیم در نماز حالی به ایشان دست داده بود که آنطور ناله میزدند. اللهم ارزقنا





نیم نگاهی عرفانی به سوره فلق ( قسمت دوم)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

در قسمت گذشته در رابطه با دو آیه آغازین سوره فلق مطالبی نوشتیم. در این جا به ادامه تفسیر سوره فلق میپردازیم. منبع اصلی این مقاله ، فرمایشات استاد امامی نجف ابادی است.

پناه گاه آدمی

در سوره فلق مامور شده ایم که به پناه گاه رب الفلق پناهنده شویم. همانطور که پیشتر عرض کردیم فلق ، همان روشنایی علم است. رب الفلق کسی است که نور علم ، یعنی نور توحید را به آدم افاضه مینماید.

انسان در جایی که آفتی او را تهدید کند به پناهگاهی متناسب با آن آفت پناه میبرد.بر اساس سوره فلق «ماخلق» آفت انسانیت انسان هستند و پناهگاهی که میتواند انسان را از شر این آفات حفظ نماید رب الفلق است. 

در واقع از هر خطری به هر پناهگاهی نمیتوان پناه برد.انسان در هنگام خطر باید به جایی پناهنده شود که او را از خطر حفظ کند.مثلا خرابی سقف منزل برای انسان خطر است و اگر کسی در برابر این خطر به زیر چادر و یا به زیر پتو پناه ببرد از شر این خطر حفظ نخواهد شد. چون شر ماخلق از نوع جهل است ، باید به پناه گاهی که ما را از این جهل حفظ کند پناه ببریم که آن پناه گاه علم است.

در واقع از خطر میتوان به نوع پناهگاه پی برد و همچنین از نوع پناهگاه به نوع خطر نیز میتوان علم یافت. پناهگاه امورات مادی مادی است و پناهگاه امورات روحانی و مجرد ، مجرد از ماده است. با این توضیحات درباره پناهگاه هایی که در قران آمده تدبر کنید.مثلا رب الناس پناهگاهی است در برابر افت وسواس. فتدبر

چگونه باید پناه برد؟

بر اساس عبارت من شر ماخلق ، کل مخلوقات برای ما شری دارند لذا این شر یک شر محیط و فراگیر است. به هر جا برویم این شر هست.در واقع بزرگترین مخلوق و بزرگترین شر برای انسان خود انسان است.

ما خلق عبارت عامی است که شامل خود ما نیز میشود.پناهگاهی که انسان را از این شر محیط حفظ میکند رب الفلق است. اینکه انسان بگوید به پناه گاه میروم و حرکتی انجام ندهد از شر آفات حفظ نمیشود.

باید برای پناه بردن علاوه بر اینکه به زبان میگوییم اعوذ برب الفلق ، در عمل نیز به رب الفلق پناه ببریم. هر گاه دولت رب الفلق در ما حاکم شد ، ما در زیر پناهگاه او قرار گرفته ایم.

در واقع رب الفلق ان حقیقتی است که در فلق ظاهر شده و اصل روشنایی است و این روشنایی ، روشنایی علم است که پناهگاهی مناسب در برابر تاریکی جهل است.انسان باید طالب این نور معرفت باشد. وقتی ما طالب این معرفت شدیم و برای کسب معرفت الله تلاش کردیم آنگاه یقذف فی قلب من یشاء. خداوند تبارک و تعالی این نور را در قلب آن کس که میخواهد قذف میکند و یقینا آنکه لایق برای دریافت نور علم است شخصی است که طلب حقیقی داشته باشد.

هر گاه که در واجب و مستحب هستیم ، به رب الفلق پناه برده ایم. پناه بردن زبانی نیست بلکه عملی است. گفتن زبانی تاکید بر عمل است نه اینکه صرف گفتن بدون عمل موثر باشد.به عمل کار بر آید به سخندانی نیست.عبارت قل یعنی بگو و عامل باش.

هر گاه برای انسان موقعیت انجام کار خلافی پیش آمد ، اگر آن کار خلاف را ترک کرد، به رب الفلق پناه برده است. همه خلاف ها از جهل و حد بینی ما ناشی میشود که باید از آن به روشنایی علم پناه برد. 

راه پناه بردن به روشنایی علم یا همان رب الفلق مداومت بر سوره های چهار قل مخصوصا فلق و همچنین تحصیل علم الهی یعنی معرفت الله و همچنین تلاش و مراقبه برای انجام واجب و ترک حرام است.

انسان با انجام امورات فوق میبیند که به تدریح از تاریکی خارج شده و نورانی گشته است. تا دیروز در بند کثرات بود و حدود میدید ، اما امروز چشمش باز شده و در دل همه این حدود ، نامحدود را میبیند.

 ترتیب شرور در سوره فلق

 در این سوره شریفه ابتدا سخن از شر ما خلق به میان آمد . توضیح دادیدم که ماخلق سایه ای دارند که عبارت از شر آنهاست واین مخلوقات مینمایند که خودشان چیزی هستند در صورتی که هیچ استقلالی از خودشان ندارند.

این نمایاندن شر و آفت آنهاست که از آن باید به معرفت خدا پناه برد. در ادامه این سوره بعد از ذکر شر محیط و شر عام ماخلق ، به سه مورد از شرور خاص که اهمیت بسیاری دارند پرداخته میشود.مثلا مادری که بخواهد فرزندش را از خطرات بترساند میگوید مراقب خودت باش ، مخصوصا مراقب باش به طرف اجاق گاز نروی و چیزی درون پریز برق فرو نکنی و هکذا. ابتدا از همه خطر ها او را میترساند و بعد چند مورد از خطرات مهم را بر میشمارد.

در این سوره ابتدا ما را از شر ماخلق که شری عام است برحذر داشته اند و سپس سه شر خاص از باب ذکر خاص بعد از عام را گوشزد نموده اند.

غاسق اذا وقب

عبارت غاسق اذا وقب یعنی تاریکی که میخواهد فرا بگیرد. باید از شر این تاریکی که میخواهد فراگیر شود ، به رب الفلق که رب روشنایی علم است، پناه برد. این تاریکی فراگیر در همه زمان ها هست هم در زمان حضرت رسول الله این تاریکی فراگیر بوده و هم در زمان حاضر اینگونه است. بر این اساس است که به رسول الله امر شد قم الیل. در شب و در ظلمت حهل برخیز و نور افشانی کن.

غالب مردمان در جهل اند و در جهل خودشان راحت اند. از این جهلی که اجتماع را فرا گرفته است تعبیر به جهنم شده است. آن وقتی که که اطراف آدم را جهل فراگرفته است آدم باید به رب فلق و روشنایی پناه ببرد.میباید از این جهنم جهل به بهشت علم پناهنده شویم.

هنگامی که فتنه زیاد میشود ،هر کسی مدعی خواهد بود. مثل امروز که همه مدعی عرفان و سیر و سلوک اند و همه مدعی برتری مکتب خویش اند، چه مکاتب مادی و چه مکاتب غیر مادی. در این آشفته بازاری که جهل دارد فراگیر میشود ، باید به رب الفلق که رب روشنایی علم و معرفت الله است پناه برد. هنگامی که خورشید رب الفلق نتابد ، شب پره بازیگر میدان خواهد شد.

این جهل فراگیر و این جاهلان فراگیر هم جنس خود را جذب میکند . جهل از یک نفر به نفر دیگر سرایت میکند و فراگیر میشود.

ذره ذره کاندر این ارض و سما است

جنس خود را همچو کاه و کهرباست

در واقع ناریان مر ناریان را جاذبند ، نوریان مر نوریان را طالب اند. این ظلمت جهل ، انسان را فرا میگیرد و او را جذب میکند زیرا که انسان از دل همین ظلمت متولد میشود. انسان از این ظلمت جهل باید به سوی نور علم برود.یخرجهم من الظلمات الی النور.حق متعال ما را از بطون امهاتمان خارج نمود در حالی که هیچ علمی نداشتیم. این علم نداشتن ما یعنی در ظلمت بودن.فتدبر

نفاثات فی العقد

در ادامه به شر مهم دیگری بر میخوریم. شر آن زنان دمنده در گره ها. بعضی از مردمان اهل جادوگری بودند و هستند. این جادوگران از اسماء خداوند تبارک و تعالی سوء استفاده میکنند. ساحران از اسماء قهریه خداوند تحت شرایط خاصی بهره میبرند و بر نخ یا ریسمان میدمند و گره میزنند و بر اثر این فعل شخصی که مد نظرشان است به کارش گره می افتد.

در واقع زن ها بیشتر سراغ این امورات میروند. علت اینکه فرمود زنان دمنده در گره ها و نفرمودند مردان دمنده در گره ها ، شاید این باشد که زن بیشتر در حس متوغل است ، لذا از این جهت آن ها دمنده در عقد هستند.

اگر با دقت بنگریم میبینیم که همه انسان ها ساحرند و در یک دیگر میدمند. در ما اشخاص بسیاری مستقیم و غیر مستقیم میدمند. میگویند این کارهایی که میکنی یعنی چه؟ آدم برود تحصیل علم کند که چه بشود؟ این کلام ها در واقع دمیدن در ماست. انسان ها با کلام در هم میدمند.

تا انسان میخواهد خودش را مراقب باشد و کشیک نفس بکشد و  کم حرف بزند عده ای در او میدمند که چه شده؟چرا کم حرف شدی؟ خوش باش ، بیا به دنبال این تفریحات و ...؟ انقدر در او میدمند تا او از این تصمیم الهی خود منصرف شود.

گاهی اوقات میشود که از کسی طلب مشورت نمیکنیم اما او دلش میخواهد ما را هدایت کند. و هدایتش به شر و فساد است.او چون خودش به اصل خود توجه ندارد ما را نیز به نا اصل توجه میدهد.او نا اصل را برای ما اصل جلوه میدهد.

ساحر مینمایاند که امورات غیر واقع چیزی واقعی اند. چه بسیار افراد که ما را دعوت به دنیا کرده اند. همه اینها ساحرانی اند که به ما نمایاندند که دنیا چیزی حقیقی است و ما را از اصل منصرف کردند. پس سحر و دمیدن در گره که در این آیه میخوانیم دو معنا دارد. یک معنای خاص که مربوط به ساحران کذایی است و یک معنای فراگیر که شامل همه میشود. همه ما ممکن است دمنده باشیم. پناه بر خدا.

لازم نیست کسی در ما به طور مستقیم با کلام خویش بدمد. همین که ما میبینیم همه به دنبال دنیا میروند ما هم جذب دنیا میشویم و این نیز از مصادیق دمیدن است منتهی غیر مستقیم.

موسی در برابر سحره فرعون عصای استدلال و برهان را انداخت،موسی وقتی حقیقت را بیان کرد ، وقتی فلق یا همان روشنایی علم تابیدن گرفت تمام ان مارهای کذایی که جهل و جاهل بودند نابود شدند.

هست دنیا جاهل و جاهل پرست

عاقل آن باشد که از این جاهل برست

 حاسد اذا حسد

مطلب اخری که در این سوره به آن پرداخته شده است شر حاسد اذا حسد است. در واقع حسد بر دو قسم است. گاهی انسان حسدی دارد که آن را ظاهر نمیکند و این تنها موجب سوختن خودش میشود. گاهی هم انسان حسادت دارد و حسادتش را ظاهر میکند . مثلا کاری میکند دوستش از درس و از کمال بیفتد. این حسادت سوختن مضاعف دارد. وقتی حسادت به مرتبه ظهور رسید ، این فعل را در شرع حرام اعلام فرمودند.

من شر حاسد اذا حسد در مرتبه اول یعنی اینکه خداوندا مرا از شر خودم حفظ بفرما.در حسادت باید به رب الفلق یا همان رب روشنایی علم پناه ببریم. یعنی باید بفهمیم که این نعمت را خداوند به دیگری اعطا کرده و ابین خدا میتواند ان نعمت را به بنده نیز اعطا نماید.اگر انسان معرفت الهی را تحصیل کند یعنی به رب الفرق پناه ببرد عالم را فقر محض میبیند و او را غنی مطلق و دیگر حسادت از وجودش رخت میبندد.ان وقت که چنین معرفتی حاصل شد ، همه خوبی ها را برای دیگران طلب میکند.

مطلب دیگر این است که حسادت دیگران برای انسان شر محسوب میشود. جان انسان ها بر هم اثر دارد لذا اگر حسود حسادتش را ظهور هم ندهد ممکن است بر دیگری اثر داشته باشد.

سخن بسیار است منتهی این زمان بگزار تا وقت دگر