تبليغاتX
شجره طیبه

شجره طیبه
چگونگی و کیفیت تزکیه نفس
قالب وبلاگ

 

...................................................................................................................

 

بسم الله الرحمن الرحیم

این متمسک به ذیل ولایت امام امیرالمومنین علی‌بن ابی‌طالب و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا و اولاد طاهرینشان علیهم السلام با اعلام برائت و بیزاری از قاطبه دشمنان، معاندان و غاصبان حقوق حقه اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین معروض می‌دارد:

شنیده ام برخی از کسانی که در درس و بحثهای حقیر حضور پیدا کرده‌اند، بر اثر عدم تلقی صحیح مطالب و خلط مباحث برداشت‌های ناصحیح خود را که مخالف با حقایق دین مبین اسلام و اقتضائات تولی و تبری است من جمله در تعریف بهشتیان به من نسبت داده‌‌اند، از این روی صریحا اعلام می‌کنم این گونه نسبت‌ها به حقیر ربطی نداشته و ندارد.

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

حسن حسن زاده آملی، بیستم جمادی الثانی 1433 مطابق با 22/2/1391

انتهای پیام

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 21:11 ] [ سالک ] [ ]
دستخط آیت الله صمدی در پاسخ به برخی حاشیه‌ها

..........................................................................................................................................

بسم الله الرحمن الرحیم

اخیراً موضوعاتی مطرح شده مبنی بر این که اینجانب حدوداً پانزده سال قبل در جلسه‌ای درسی و علمی و در قالب مثال از اسامی افرادی کثیف استفاده کردم که سبب برداشت‌های ناصحیح گردیده است. اینجانب اعلام می‌دارم براساس نصوص قرآنی و روایی جهنمی بودن و خلود آنها در قعر جهنم امری محرز و مسلم است که شک بردار نیست. واصل تولی به ولایت بلافصل حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرین‌شان تا حضرت بقیة‌الله الاعظم مهدی فاطمی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف، و تبری جستن از دشمنان و غاصبان حقوق حقه الهیه‌ آنان به نصّ قرآن کریم و روایات، یعنی اصل اصیل و پایدار تولّی و تبّری اصل مسلّم ما شیعیان خالص امامیه‌ اثنی عشریه است که موجب تعالی روح انسانی و موهبت الهی است که شیعه اهل بیت علیهم السلام بدان مفتخر است.

میزان ما براساس حدیث شریف و متواتر از جناب رسول‌الله الاعظم صلّی‌الله علیه وآله و سلم همان ثقلین کتاب الله و عترت، اهل بیت علیم السلام است و تا قیام قیامت هم خواهد بود.

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایتهم و محبتهم اجمعین

والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته

بیست و دوم جمادی الثانی 1433 ق مطابق 1391.2.24 ش

داود صمدی آملی

انتهای پیام/

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 21:10 ] [ سالک ] [ ]

استاد صمدی آملی:((قاتلان سید الشهدا))

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

حضرت استاد صمدی آملی در بحث بسیار بسیار سنگین عین ثابت و تشکیک در ماهیت مباحث زیبایی را مطرح فرمودند که متاسفانه مورد سوء استفاده برخی معاندین واقع شده است.

ایشان در قالب بحث علمی و در مجلسی خصوصی در وسط تدریس مطالبی را در مورد شمر و یزید لعنت الله علیهم اجمعین بیان داشتند و در آخر عبارات فرمودند که ما حرفمان روی این اشخاص نیست. شاید این اشخاص مصداق بحث علمی ما باشند یا نباشند. حتی خود استاد فرمودند بحث علمیش را نیز باید برهانیش کنیم و نمیتوان به سادگی پذیرفت.

((...عرض کردم بحث بحث سنگینی است این اولا باید از جنبۀ علمی حل بشود حالا ما کار به یک شخص نداریم شما مثل اینکه می خواهید مطلبی را بر هانیش کنید و این مطلق  پیاده اش کنید بعد بگوئید این مطلب پیاده شده ما مصداقش فلانی است. حال یک وقتی در قضیه مصداق شناسی آدم شاید یک وقتی بیائیم روی فرد بخواهیم انگشت بگذاریم بگوئیم نخیر این مصداقش نمی شود ))

در ادامه مطلب کل فرمایشات ایشان را میتوانید مطالعه کنید. اگر عمری باقی بود در روزهای آینده به شرح فرمایشات ایشان خواهم پرداخت.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:7 ] [ سالک ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم
حقیر به قدر زمان بسیار محدود و بینش و بضاعت اندک خود اشاراتی به پاسخ این سوالات نمودم.ان شاء الله راه گشا باشد

1-شرایط دوره های قبل با دوره ما و دوره های آینده:

((حضرت علامه رساله ای دارند با نام رتق و فتق. در این رساله تصریح میفرمایند که خلقت دارای ادواری است. قبل از این دوره خلقت انسان ها و پیامبرانی بودند و بعد از این دوره نیز خواهند بود. خدا تا خدا بوده خالق بوده و تا خدا هست خالق خواهد بود. در دوره های قبلی هم انسان هایی مانند ما بودند که در بینشان پیامبرانی برای هدایتشان بر انگیخته شدند و کتاب های آسمانی داشتند و مردم ان اعصار اختراعات و اکتشافاتی داشتند و هکذا. از جزئیات ان ادوار اطلاع چندانی در دست نیست. اما با محاسبات علمی و روایات مستند وجود ان ادوار قابل اثبات است. ))

۲-بهشت و دوزخ و برزخ چه می شود؟

((بهشت و دوزخ  موعود و همچنین عالم برزخ امری دنیایی و مادی نیست. یعنی اینطور نیست که بعد از مرگ ما قیامتی شود و دوباره به همین دنیای مادی بازگردیم و در قالب عالم ماده لذت یا الم داشته باشیم.در جهنم و بهشت جسم داریم منتهی ان جسم عاری از ماده خواهد بود از این رو لذات و الم در ان موطن بسیار بسیار شدید تر میباشد.وقتی قائل شدیم بهشت و جهنم دنیایی نیست پس وجود ادوار متعدد خلقت در این دنیا ضرری به اعتقادات ما نمیرساند.))

۳-حشر و قیامت چگونه است؟

((ما بر اساس روایات دو نوع قیامت داریم. 1-قیامت صغری  2- قیامت کبری . انقدر عرض کنم که قیامت امری مادی و دنویی نیست طوری که عوام میپندارند. قیامت قیام باطن و سریره هاست. فتدبر جدا))

4-آیا من الآن امکان دارد چندین سال قبل بوده باشم ولی الآن به یاد نیاورم


((خیر. اگر ما در دوران قبلی میبودیم و بعد از مرگ دوباره به بدنی باز میگشتیم تناسخ روی میداد که با ادله قاطع فلسفی تناسخ باطل است. شما زمان
تولدتان مشخص است و قبل از ان در عالم ماده هیچ ظهوری نداشتید. منتهی در عالم برزخ در قوس نزول حقیقتتان محفوظ بوده.))

۵-آیا دوره های قبل پیامبر و امام داشته اند اگر بله چه فرقی با امامان و پیامبران ما داشته اند و مصداق آن در آینده

((بله. آن ها هم پیامبر و امام داشتند. تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض. برخی از ان ها اولو العزم بودند و بعضی نبودند. مراتب ان ها هم متفاوت بود کما اینکه بعد از این دوره هم پیامبرانی با درجات متفاوت خواهند آمد))

6-جریان شیطان و دیگر موجودات چگونه است

((ابلیس یک فرد شخصی از طائفه جن است که مظهر تام شیطنت است. شیطان لفظی است بسیار وسیع که اطلاقات وسیعی دارد. نفس اماره ما هم شیطان است. منتهی ابلیس مظهرتام اسم مضل خواهند متعال میباشد. داستان ادم و حوا و سجده ملائکه و رانده شدن شیطان داستانی است تمثیلی که باید به سر و باطن آن رسید.کتاب هبوط حضرت آدم تالیف اسماعیل زارع پور نظرات گوناگون درباره این داستان را بیان نموده است. مراجعه شود))

۷-این که زمین زیر آب می رود با چه مکانیزمی و چگونه ، یعنی همان قیامت بر پا می شود.

((بر اساس محاسبات علم هیئت و نجوم صد و هشتاد و شش هزار سال دیگر حرکت ستاره های ثوابت و فاصله آن ها از خط معدل النهار به نحوی است که موجب تغییراتی در کره  زمین و دیگر کرات میشود. موجب بالا امدن اب ها و باریدن باران میشود و ...
تفصیل و محاسبات ان در رساله رتق و فتق و دروس هیئتت علامه حسن زاده آملی موجود است. مراجعه شود))

8-حساب و کتاب انسان ها چگونه صورت می گیرد

((حساب و کتاب همه ما الان رسیده شده است. ما الان دفتر اعمال خودمان هستیم. هر چه ادراک کردیم و هر چه عمل کردیم در کتاب جانمان ثبت و ضبط است و روزی که از این نشئه برویم خودمان برای خودمان ظهور خواهیم کرد. خودمان برای حسابرسی خودمان کافی خواهیم بود. بحث قیامت بحث سیار سنگین و زیبا و ظریفی است.))

9-بحث بهشت و جوی های روان و کاسه های شیر و حوری ها و دیگر نعمت ها چگونه است

((این نعمات هیچ کدام مادی و در عالم ماده نیستند و اصلا امکان چنین چیزی در این نظام ماده وجود ندارد. عالم ماده عالم نقص است و اصلا ماده حجاب است. این حقایق در عوالم مافوق عالم ماده و بسیار لطیف تر و شریف تر از موجودات اینجایی برای بهشتیان ظهور خواهد نمود طوری که از لذت و بهجت هوش از سرها میرود. ))

10-اینکه می گویند یک مهره پشت کمر است که در قیامت با آن مهر دوباره انسان ها کالبد می گیرند با این دوره ها جور در می آید

((سند این جمله را خوب میشد ذکر بفرمایید. بنده بالفعل حضور ذهن در این رابطه ندارم.))

11-عالم زر و بقیه عالم ها چگونه هستند و یا بوده اند با این اوصاف

((عالم ذر و چگونگی آن اختلافی است بین علما. منتهی زیباترین و دقیقترین نظریه درباره آن از نظر بنده توسط علامه حسن زاده داده دشه است. به کتاب انسان در عرف عرفان ایشان مراجعه شود. عالم ذر کشف و شهودی از جانب حضرت آدم بود که کل انسان های بعدی را در قالب ذر مشاهد نمود. این اشراف به گذشته و آینده و این علم تفصیلی را اصطلاحا عالم ذر میگویند. تفصیلش را در کتاب فوق الذکر خواهید یافت))

۱۲-جرایان کلهم نور واحد چه می شود

((حضرات ائمه همشان یک وجود مادی دارد و یک جود برزخی و یک وجود عقلی و یک وجود نوری. همه آن ها در افق اعلای نظام هستی اگر دیده شوند یک حقیقت اند. که وقتی از عالم وحدت به عالم کثرت(ماده) تنزل نمودند در ابدان مختلف قرار گرفتند و اسماء مختلف یافتند و ..
امام علی بر اساس ایه مباهله نفس رسول الله است. نفس ما خود ماست. منتهی در این عالم لان یک حقیقت در موطنی شده رسول الله و در موطن دیگر شده
امیر ع.دو شخص اند که در حقیقت ماورایی یک حقیقتند.و از یک نورند. الله نور السماوات و الارض. و ان نور خداست.این حضرات اینه تمام نمای اویند. ان نور خدایی در این عالم در قالب یک صد و بیست و چهار هزار پیامبر ظهور نموده. البته حرف بالاتر است. ))

13-اینکه می گویند اگر کتا بهای علامه را بخوانی دچار کفر می شوی جریانش چیست مگر در آن کتابها چه نوشته می شود مثال بزنید،یک جمله یا یک حرف ، این مورد مهم است

((کتاب های علامه و هر استاد فلسفه و عرفانی را اگر بدون برنامه و حساب و کتاب و استاد مطالعه کنید ممکن است با مشکل عدم فهم درست مواجه شوید. این کتب همشان علمی و مستند هستند. اگر کسی نسبت کفر داده بنده خدا برایش سوء تفاهم پیش آمده.
مثلا در جایی حضرت علامه بعد از اقامه چندین دلیل مبنی بر مجرد بودن نفس ناطقه میفرمایند نفس ناطقه موجودی عاری از ماده است از این رو خواب و
چرت ندارد. خواب مربوط به بدن مادی میباشد. از این رو نفس ما هم لا سنته و لا نوم است. چون خواب عارض نفس نمیشود. اگر نفس بخواهد دیگر نمیتواند بدن را تدبیر کند و بدن از کار می افتد. نفس در خواب شبانه روزی ما میبینیم دم به دم دارد بدن را تدبیر میکند. قلب را به کار وا میدارد و ...
بعضی چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. گفتند علامه ادعایی کفر امیز کرده و گفته من هم مثل خدا خواب ندارم. ببینید چقدر کج فهمند))

14-آیا از زمانی که خدا بوده انسان هم بوده؟

((خداوند خالق است و خالق اسم فاعل است. او دم به دم در خلق است. کل یوم هو فی شان. تا خدا بوده خالق بوده. منتهی بود و هستی عالم در عرض بود خدا نیست. موجود حقیقی تنها اوست. ما هم مخلوقات او هستیم. تا خدا بوده در حال خلق بوده. الان هم ما دم به دم داریم خلق میشویم. مانند نور لامپ. اگر برق یک لحظه نرسد به ان خاموش میشود. خداوند هم خلقتش را میشود اینطور تشبیه نمود. او دم به دم دارد به عالم فیض میدهد. حال درون این عالم انسانی می اید بعد از شصت سال وفات میکند و میرود و دوباره شخص دیگر می اید. نمیتوان گفت خلقت در عرض خدا از ازل بوده. چون اووجودش بالذات است و اینها بالعرض. او دم به دم در حال خلق است و این ها دو لحظه شان وجود ثابت ندارد.))

15-خدا چیست کیست چگونه است.

((من عرف نفسه فقد عرف ربه. باید از کانال خود شناسی خداشناس شد. خداوند خالق نظام هستی و مدبر آن هست و کل ماسوی او ،ظهور و تجلی اویند. فاینما تولوا فثم وجه الله. او حقیقتی است که جلوه نموده و شده این همه عوالم نامتناهی. همه عالم ظهور اسماء و صفات اویند. همه خدانمایند.
باید گفت جز خدا کیست؟ هر چه هست اوست و ظهورات او. عالم آیات الله اند. همه او را نشان میدهند....))

۱۶-حقیقت من نوعی چیست؟

((حقیقت ما را نفس ناطقه ما تشکیل میدهد. نفس ناطقه ما موجودی است عاری از ماده و احکام ماده که مدبر این بدن مادی ماست. و این نفس و روح الهی هم مظهری از روح خدایی است. نفخت فیه من روحی. به دروس معرفت نفس علامه حسن زاده مراجعه شود))

17- معاد جسمانی با این اوصاف چه می شود

((میباید در لفظ جسم و جسمانی دقیق شد. باید دید مراد از جسم چیست. جسمانی به معنای مادی بودن نیست. ما در برزخ و قیامتا هم جسم داریم. منتهی جسمی مطابق با همان عالم و به وزان این عالم. باید معاد جسمانی در دیدگاه ملاصدرا را خوب مطالعه بفرمایید))

۱۸- آیا بهشت و جهنم مکان هستند یا نه گونه ای دیگر است؟

((خیر. بهشت و جهنم عاری از مکان و زمان اند. طور وجودی ان جا متفاوت از عالم دنیاست. فقط همین عالم ماده چون ماده دارد مکان دارد. مکان داشتن از عوارض ماده است. ورنه همین نفس ناطقه ما نیز عاری از مکان و زمان و حجم و رنگ و دیگر عوارض ماده میباشد چون مادی نیست.))

۱۹-انسان وقتی مرد چه اتفاقی برایش می افتد آیا انسان های دوره های قبل را هم می بیند بهشت و جهنم برزخی دیگر چگونه است

((بعد از مرگ و حتی قبل از مرگ میتوان با ارواح اموات رابطه برقرار کرد و ان ها را دید. بعد از مرگ تنها تعلق ما از این بدن مادی قطع میشود و بس. ان وقت با بدن برزخی در عالم برزخ به زندگی خود ادامه میدهیم. و چون در انجا اسم الباطن جلوه گری دارد. هر چه در مزرعه جان کاشتیم برایمان سبز میشود. حال یا مار و کژدم میشود و یا حور و غلمان. تمام نعم بهشتی ظهورات اعمال ما هستند. و اعمال ما چیزی جدای از جان ما نیستند. الان ما با اعمالمان متحدیم. اتحاد عمل و عامل و معمول است. بهشت و جهنم برزخی لذت ها و رنج هایی است که در عالم برزخ به نفوس بشری میرسد. ان لذت ها به همراه صورت خیالیه و اجسام برزخیه خواهد بود))

20- و هزاران سوال دیگر که من دارم و با جواب های شما باز هم برایم سوالاتی پیش خواهد آمد،با این سوالاتی که ذهن مرا می خورد چه کنم آیا منبعی،سیری  می شناسید که مرا قانع کند


((سیر درسی علامه حسن زاده آملی در ارشیو موضوعی وبلاگ موجود است. ان شاء الله پاسخ گوی ذهن سائل و کنجکاو شما خواهد بود))

با تشکر

((فی امان الله)

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:29 ] [ سالک ] [ ]

معرفت نفس

برای مطالعه خلاصه جلسات سی و یکم تا چهلم شرح دروس معرفت نفس استاد صمدی آملی به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید و برای سلامتی برادری که زحمت این خلاصه ها را میکشند صلواتی ختم بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد


موضوعات مرتبط: خلاصه جلسات دروس معرفت نفس
ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:16 ] [ سالک ] [ ]

سوالات مهم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

بزرگواری از طریق ایمیل سوالاتی را برای این حقیر فرستادند. از آنجا سوال خوب معد و زمینه سازی  است برای کسب علوم و معارف ان ها را اینجا ذکر میکنم. اگر توفیق یار شد به ان ها به قدر بینش خود پاسخ خواهم داد. متن سوالاتشان با ادبیات خودشان در زیر می آید:


1-شرایط دوره های قبل با دوره ما و دوره های آینده
2-بهشت و دوزخ و برزخ چه می شود
3-حشر و قیامت چگونه است
4-آیا من الآن امکان دارد چندین سال قبل بوده باشم ولی الآن به یاد نیاورم
5-آیا دوره های قبل پیامبر و امام داشته اند اگر بله چه فرقی با امامان و پیامبران ما داشته اند و مصداق آن در آینده
6-جریان شیطان و دیگر موجودات چگونه است
7-این که زمین زیر آب می رود با چه مکانیزمی و چگونه ، یعنی همان قیامت بر پا می شود
8-حساب و کتاب انسان ها چگونه صورت می گیرد
9-بحث بهشت و جوی های روان و کاسه های شیر و حوری ها و دیگر نعمت ها چگونه است
10-اینکه می گویند یک مهره پشت کمر است که در قیامت با آن مهر دوباره انسان ها کالبد می گیرند با این دوره ها جور در می آید
11-عالم زر و بقیه عالم ها چگونه هستند و یا بوده اند با این اوصاف
12-جرایان کلهم نور واحد چه می شود
13-اینکه می گویند اگر کتا بهای علامه را بخوانی دچار کفر می شوی جریانش چیست مگر در آن کتابها چه نوشته می شود مثال بزنید،یک جمله یا یک حرف ، این مورد مهم است
14-آیا از زمانی که خدا بوده انسان هم بوده
15-خدا چیست کیست چگونه است
16-حقیقت من نوعی چیست
17- معاد جسمانی با این اوصاف چه می شود
18- آیا بهشت و جهنم مکان هستند یا نه گونه ای دیگر است
19-انسان وقتی مرد چه اتفاقی برایش می افتد آیا انسان های دوره های قبل را هم می بیند بهشت و جهنم برزخی دیگر چگونه است
20- و هزاران سوال دیگر که من دارم و با جواب های شما باز هم برایم سوالاتی پیش خواهد آمد،با این سوالاتی که ذهن مرا می خورد چه کنم آیا منبعی،سیری  می شناسید که مرا قانع کند
با تشکر

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:18 ] [ سالک ] [ ]

مرگ

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

قصد دارم در این پست اندکی درباره مرگ بنویسم. مرگ برای برخی شیرین ترین واژه است و برای اکثری تلخ ترین واژه.
چه بخواهی و چه نخواهی روزی مرگ را خواهی چشید و از دست آن راه فراری نیست. همه موجودات نظام هستی موت و مرگ دارند. جمادات و نبادات و
حیوانات و انسان ها. و حتی ملائکه و عقول مفارقه نیز مرگ دارند.
اکنون که مشغول تحریر این عبارات هستم. هم مشتاق مرگم و هم نگران از آن. در حالتی بین خوف و رجا به سر میبرم. روزی خواهد آمد که انتظار به
سر خواهد آمد و با حقیقتی که از آن فرار کردن ممکن نیست مواجه خواهیم شد.لا یمکن الفرار من حکومتک.
مرگ در جمادات و نباتات از دست دادن یک صورت نوعیه و پذیرفتن صورت نوعیه دیگری است. جمادات و نباتات با موت ،صورتی را از دست میدهند و
به صورتی جدید متلبس میشوند و به تعبیری خلع و لبس برایشان اتفاق می افتد. یعنی لباسی را از تن خلع میکنند و لباس جدیدی میپوشند.
گل محمدی پس از اینکه چند مدتی در کمال حسن و بها جلوه گری کرد میخشکد و صورت نباتی خود را از دست میدهد و برگهایش به توسط خاک تجزیه
میشود و صورت خاکی را میپذیرد. این مرگ این برگ و ساقه و گیاه است.
اما در بین موجودات عالم، حیوانات و انسان ها مرگی دیگر دارند.مرگ برای  این دو دسته از موجودات به معنای قطع تعلق نفس از بدن است. این ها
موجوداتی اند که از دل ماده متکون گردیده اند و به مقامی رسیده اند که عاری از ماده شده اند و پس از چند مدتی ان حقیقت مجرد از ماده ان ها که به
نفس تعبیر میشود از این جسم مادی قطع علاقه میکند و به تکامل خود در عوالم مافوق عالم ماده مانند عالم برزخ و عقل ادامه میدهد.
انسان با مرگ چیزی را از دست نمیدهد. گویم که نمرد و زنده تر شد.
ای انسان. با مرگ از غیر خودت قطع تعلق میکنی. این جسم مادی ابزار و آلتی بود که در این چند صباح زندگی دنیوی ،تو را در جهت تکاملیت یاری نمود
و اکنون از این جسم مادی که از جنس ماده است خلع شده ای. این جسم مادی به آغوش مادر خویش باز میگردد و حقیقت نفس ناطقه تو نیز به عالمی که از انجا آمده میرود.

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

آری. اصل بدن مادی ما از خاک است و اصل نفس ناطقه ما از عالم مجردات. هر کسی به اصل خویش رجوع مینماید. در این چند صباح دنیا بنگر در مزرعه جانت چه ها کاشته ی. بر اساس ادله محکم عقلی اثبات میشود که جان انسانی دو غذا بیشتر ندارد و ان علم و عمل میباشد. علم و عمل جوهرند و انسان ساز.انسان دم به دم به علم و عمل خویش دارد خود ش را میسازد. ادراکات ما همگی علم اند. نیات ما علم اند.هر چه که با حواس پنج گانه خویش ادراک میکنی در جانت ثبت میشود.
ای انسان. تو برای ارتباط با عالم طبیعت پنج راه داری و به عبارتی  پنج ره داری و به تعبیر امروزی پنجره داری. اری حواس پنج گانه تو، پنج ره ارتباطی
جان تو با عالم خارج است. تو از طریق این پنج حس، عالم را به شکار خودت در می اوری.
دیده ها و شنیده ها و ملموسات و مشمومات و مذوقات تو، تو را میسازد. جان تو مزرعه ای است که داری در آن دانه میکاری و این دانه ها را از طریق
ادراک خویش در مزرعه جانت کشت میکنی و این ادراکات چیزی جدای از جان تو نیستند چون به اقتضای حکم اتحاد عالم و معلوم تو با ادراکات خویش
متحد میشوی.
مرگ موجب میشود حجاب ماده و این بدن مادی از تو گرفته شود و مزرعه جانت برایت متمثل شود. هر چه در جان خود کشته ای به محض قطع تعلق
نفست از بدن مادی برایت سبز خواهد شد و از ان پس بر روی سفره خویش خواهی نشست.
هر چه که ادراک کرده ای و هر چه تحصیل نموده ای و هر چه عمل کرده ای در جانت اثری خاص نهاده است و این اثرات بذر هایی شده اند که در
مزرعه جانت کاشته ای و اکنون یوم درو است. ان چه را کاشته ای اکنون درو مینمایی.

ای دریده پوستین یوسفان                     گرگ برخیزی از آن خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهای تو           میدرانند از غضب اندام تو
آن سخن های چو مار و کژدمت              مار و کژدم گردد و گیرد دمت
زانیان را گند اندام نهان                         خمر خواران را بود گند نهان
سیرتی کاندر نهادت غالب است             هم بر آن تصویر حشرت واجب است

همه اعمال و ادراکات ما صورتی ظاهری مطابق با نشئه ظاهر دارد و صورتی باطنی مطابق با نشئه باطن. تا زمانی که در این عالم ظاهر به سر میبریم به صورت ظاهری اعمال خود محشوریم و به محض آن سویی شدن صورت باطنی اعمال ما ظهور خواهد نمود و امان از آن روز. الامان الامان.
آن روز یوم الحسرت ماست. آن روز از خواب غفلت بیدار میشویم و به بدبختی و بیچارگی خویش عالم میگردیم. میفهمیم عمری در جهل و غفلت غوطه ور
بودیم.الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا. مردم خوابند و هنگامی که مرگشان فرا رسید بیدار و متنبه میشوند.
همانطور که در خواب اشکال و صورتی را میبینیم و ان اشکال و صورت را به معبر تحویل میدهیم و او ما را از صورت خواب به باطن خواب عبور میدهد
و خوابمان را تعبیر مینماید. زندگی دنیای ما هم خوابی است که صورتی ظاهری دارد. پس از مرگ این خواب تعبیر میشود و به باطن این اعمال خویش
آگاه میشویم.النوم اخ الموت. خواب برادر مرگ است.
همانطور که در خواب صورت باطنی  مار دیدن را به دشمنی تعبیر میکنند. صورت باطنی دشمنی در این عالم در عالم باطن که عالم برزخ باشد به صورت
مار متمثل میگردد.

در باب مرگ سخن بسیار دارم و سخن بسیار میتوان گفتن. و دامنه مرگ انقدر وسیع است که کتاب های مستقلی را میطلبد که هم در حد سواد این حقیر نیست و هم در حد حوصله این مقاله.
سخن اخرم این است که بنگریم خود را چگونه میسازیم. مرگ در کمین ماست. شاید یک ثانیه دیگر. شاید همین فردا. شاید یک ماه دیگر. کسی چه میداند؟
آیا تو میدانی؟
اگر از زمان مرگت بی خبری و اگر به عالم ماورای طبیعت ایمان داری به فکر خود باش. ببین چه کاره ای و در چه کاری.
اگر هم به خدا و قیامت و برزخ و حساب و کتاب بی اعتقادی در پی تحصیل روانه شو زیرا همه این مسائل برهانی است و قابل اثبات. حد اقل کافری محقق
باش.
ان شاء الله خداوند عاقب ما را به خیر کند.از او میخواهیم  اگر تعجیل در مرگ به صلاح ماست ان را روزی ما نماید و اگر زندگی صلاح ماست ان را
طولانی تر نماید. از خداوند عاجزانه میخواهیم ما را خدایی نماید چه با مرگ و چه با زندگی. چه با مصیبت و چه با ذلت. با هر چه که خود میداند ما را
خدایی نماید. اللهم ارزقنا.
فی امان الله


موضوعات مرتبط: مرگ
[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 14:59 ] [ سالک ] [ ]

ایا احوال همه سالکان در سلوک الی الله یکی است؟چرا؟

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
یکی از خوانندگان ،سوالی مطرح نمودند که ترجیح دادم یک پست مستقل را به آن اختصاص دهم . مدتی بود که مطلبی در وبلاگ ننوشته بودم. سوال ایشان معد خوبی برای
نگارش بعضی مطالب خواهد بود ان شاء الله تعالی.
انسان موجود عجیب و غریبی است. برای انتخاب همسر و انتخاب رشته دانشگاهی و خرید اتوموبیل و ... کلی تحقیق میکند. از افراد بسیاری پرس و جو میکند و در آخر با
ترس و لرز آن فعل را انجام میدهد.حال چه شده است که برای خود شناسی و خود سازی و سیر و سلوک الی الله از هر بی سر و پایی که مطلبی را شنیده ایم وحی منزل فرض میکنیم و زندگی ابدی خود را بر این حرف سست استوار میکنیم؟ هر کس که دم از فلسفه و عرفان زد و چند حرف ثقیل بر زبان جاری نمود را علامه دهر مید انیم و خود را
در بست تحویلش میدهیم. هر وبلاگی که مزین به نام یکی از عرفا شد را منتسب به ان عارف میدانیم و نویسنده اش را نماینده خاص ان عارف میشناسیم.
در ابتد ای عرایضم خوانندگان عزیز را از انسان نماها بر حذر میدانم.

چون که ابلیس آدم روی هست
پس به هر دستی نباید داد دست

احوال همه سالکان را میتوان به قران عرضه نمود و قوانین کلی از آن استنباط نمود. تمام داستان هایی که در قران ذکر شده است بیان اطوار وجودی و احوالات انسانی ماست.

داستان آدم و حوا و داستان حضرت ابراهیم و داستان حضرت یوسف و .... همه بیان سرگذشت انسان ها است.
برای انسان سفره ای پهن شده است که همگان با توجه به گوناگونی حالات و اطوارشان میتوانند از این سفره لقمه بردارند. در هر پست و مقام و با هر علم و دانشی و با هر
فرهنگی که باشی برایت یک نوع غذا فرستاده اند و ان قران است.این قران دریایی است که عده ای از منظره  آن و عده ای از آب ساحل آن و عده ای از شنای در آن و عده ای
از غواصی در اعماق ان بهره میبرند و مراتب محفوظ است.
داستان تمام انبیاء در قران بیان حالات سالکین الی الله است. این داستان ها به صرف یک داستان ظاهری و ساده که در سالیانی پیش اتفاق افتاده نیست. بلکه این ها میخواهد

بگوید ای انسان. تو در مسیر سلوک الی الله دم به دم دارای حالات گوناگونی خواهی بود. چون قلب داری و قلب اقتضایش بر تقلب و انقلاب است و در یک حال ثابت نخواهی بود.لقد خلقکم اطوارا. ای انسان سرگذشت انبیای من سرگذشت توست.
تو هم در مسیر زندگی خود گاهی آدمی مشرب میشوی و با خوردن از شجره دنیا از جنت هبوط میکنی و گاهی با توبه به جنت قرب الی الله باز میگردی. تو ای انسان گاهی
یوسفی مشرب میشوی و در چاه طبیعت فرو میروی و به زندان می افتی و بر سرت مصیبت ها می آید و تن به گناه نمیدهی و در جزایش مقامی بس رفیع می یابی.
تو ای انسان گاهی یونسی مشرب میشوی و در دل ظلمت ماهی دنیا گرفتار میشوی و راه خلاصی ات را تنها در اقرار به ظلم و استعانت از من می یابی.
فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ(الأنبياء/87)فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّينَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ(الأنبياء/88)
در آن ظلمتها(ي متراکم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودي نيست! منزهي تو! من از ستمکاران بودم.ما دعاي او را به اجابت رسانديم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشيديم؛ و
اين گونه مؤمنان را نجات مي‌دهيم!
تمام داستان های قرانی از ابتدا تا انتهای قران. از داستان سوره بقره که گاوی را سر بریدند تا داستان طیر ابابیل همه را میتوان بیان حالات انسانی دانست.
تا فرعون نفس را در نیل غرق نکنی از اربعین کلیمی خبری نیست. و تا اربعینات نداشته باشی از تکلم حق متعال با تو خبری نیست. میباید روح الله شد. کلیم الله شد. خلیل الله
شد. ..
حالات انسان ها به وزان تفاوت مزاجهایشان گوناگون است. یعنی هر شخصی حالات بخصوص خود را داراست.اما تمام این گوناگونی ها و کثرات را میتوان به وحدت باز
گرداند. حالات ائمه مخصوصا رسول الله و مخصوصا سفرنامه معراج حضرتشان معیار و میزان خوبی است.
اگر در مسیر سیر و سلوک حالات گوناگونی داشتی نگران نباش و بدان این اقتضای سلوک الی الله است. تو ثابت تقدم باشد. فاستقم کما امرت. جان خود را در راه انجام
واجبات و ترک محرمات و تحصیل علم نافع و تقرب به خدا فدا کن. از هیچ چیز نترس که  فَمَنْ تَبِعَ هُدَاي فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُون.

ای خواننده عزیز میدانم که دستورات سیر و سلوکی بسیاری را خوانده ای. سرگذشت بسیاری از عرفا را مطالعه نموده ای. از هر سفره ای لقمه ای برداشته ای و اکنون که به خود مینگری میبینی انباری از داستان ها و کشفیات و کرامات و دستورات و معلوماتی. اما از خودت راضی نیستی.
آری. با پراکندگی و آشفتگی نمیشود. با دست دراز کردن به این کتاب و ان کتاب مشکلی حل نمیشود. میباید عزم را جزم نمود و هم خود را واحد نمود و از کارهای
کوچک شروع کرد و کم کم پیش روی کرد.
تمام زندگی خود را وقف انجام واجبات و ترک محرمات کن. مگر نشنیدی که خداوند در حدیث قدسی فرموده است که بنده من با انجام واجبات طوری به من نزدیک
میشود که میشود چشم و گوش و دست و پای من؟ چرا به دنبال دستورات عجیب و غریبی؟ اگر از من میشنوی یک سال به واجباتت عمل کن و محرماتت را ترک کن و
تحصیل علم نما تا ببینی آن چه را نادیدنی است.
و تو را از شیادانی که به اسم فلسفه و عرفان در اطرافت فراوانند به شدت بر حذر میدارم.الحذر الحذر الحذر.
حتی تو را از خودم بر حذر میدارم. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
فی امان الله


موضوعات مرتبط: ایا احوال همه سالکان در سلوک الی الله یکی است؟
[ پنجشنبه دهم فروردین 1391 ] [ 12:14 ] [ سالک ] [ ]

معرفت نفس

برای مطالعه خلاصه جلسات بیست و ششم الی سی ام شرح دروس معرفت به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید و برای سلامتی برادری که زحمت این خلاصه ها را میکشند صلواتی ختم بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد


موضوعات مرتبط: خلاصه جلسات دروس معرفت نفس
ادامه مطلب
[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 12:14 ] [ سالک ] [ ]

قلب جامع اسمای حسنی

حضرت علامه در کلمه 211 هزار و يك كلمه ص 9 ص 10 گويد: ((قلبى كه جامع همه اسماى حسنى و مظهر جميع صفات علياست آن قلب انسان كامل ... و زبان داناى وى را به اسامى مختلف خوانند:
من جمله جبرئيلش مى گويند كه از عالم حقايق و دقايق خبر مى دهد.
ميكائيلش مى گويند كه از معارف و مكارم به طالبان رزق بخش است .
اسرافيلش مى گويند كه از معاد و بازگشت مريدان را آگاه مى فرمايد.
عزرائيلش مى گويند كه قتل نفس اماره مريدان مى نمايد.
آدمش مى گويند زيرا كه معلم طالبان راه هدايت است .
نوحش مى گويند براى آنكه نجات دهنده از طوفان بلاست .
ابراهيمش مى گويند زيرا كه از نار هستى گذشته و نمرود خواش را كشته و خليل حضرت حق جل شانه گشته است .
موسايش مى گويند براى اينكه فرعون هستى را به نيل نيستى غرق نموده در طور قرب اله مناجات مى كند.
خضرش مى گويند به جهت آنكه از آب حيوان علم لدنى خورده و به حيات جاودانى پى برده .
لقمانش نيز مى گويند زيرا كه حكيم الهى است و به حقيقت اشياء او را آگاهى است .
و در ادامه فرمود كه به جهات مختلف او را افلاطون ، سليمان ، عيسى ، مهدى و هادى ، اسكندر، سيمرغش ، سواد اعظم و بحر محيط، يوسف ، آفتاب ، ابر و سحاب ، ترسا، مرآت و آينه گويند. فتدبر. (از رياض ‍ السياحة جناب شيروانى .)

منبع:هزار و یک کلمه

[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 12:0 ] [ سالک ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

هو
سلام علیکم
الهی حاصل یک عمر درس و بحثم این شد که فهمیدم خداست و دارد خدایی میکند(الهی نامه)
ان شا الله تعالی تصمیم بر این داریم تا با عنایت حضرت باری تعالی قدم به قدم مراحل سیر و سلوک الی الله را به صورت الفاظ ساده در این وبلاگ گرد اوری کنیم تا منبعی هر چند ناچیز برای ره پویان طریق حق باشد
ما را از دعای خیرتان محروم مسازید
موضوعات وب
امکانات وب
ایران رمان