تبليغاتX
شجره طیبه
شجره طیبه
چگونگی و کیفیت تزکیه نفس
پنجشنبه سوم دی 1388
دانلود ...  
مراسم محرم سال 1431 ه.ق مصادف با سال 1388 ه.ش حجت الاسلام والمسلمین

حاج آقای صمدی آملی (حفظه الله)



لینک دانلود جلسات آمل و قائمشهر
پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388
تسنیم ...  

ياحسين

«آن روزها اگر در تاريخ مي­خوانديم كه در زمانه حاكميت حكام جور دست زوار كربلا را در ازاي زيارت قطع مي­كردند و با اين همه هرگز زيارت كربلا تعطيل نشد، امروز تاريخ، صحنه­هايي بس عجيب­تر را به خود مي­بيند».

آري اين روزها به هر عاشقي كه مي­رسي بغض غريبي در دل دارد، كاش دستان تمام شيعيان در جهان را قطع مي­كردند كاش چشمانمان را از ما مي­گرفتند و ما نمي­ديديم آنچه اين بار كافران بر سر خيمه­گاه حسين (ع) آوردند.شايد با خود بينگاري كه زمانه عوض شده و ديگر مجالي براي اين دلتنگي­ها نيست اما كربلا هنوز قلب تپنده تاريخ است تكه­اي از عرش اعلي كه به حرمت حسين بن علي (ع) بر خاك، فرش گسترد و عزت يافت.تو مپندار كه ما عاشقان ثارالله (ع) براي تكه­اي خاك اينگونه فرياد واويلتا سر مي­دهيم. كربلا ميعادگاه عشق­بازي با خداست.پس برادر اگر شوق پرواز داري و زيارت حق را مي­جويي به پا خيز.چكمه­هايت را بپوش ره­توشه­ات را بردار و هجرت كن امام حسين (ع) در صحراي كربلا انتظار تو را مي­كشد.

كتاب گنجينه­هاي آسماني،شهيد آويني

چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388
چگونگى عادت دادن نفس به ذكر ...  

چگونگى عادت دادن نفس به ذكر

امام خمینی:

شيخ عارف و كامل ما جناب شاه آبادى - روحى فداه - مى فرمودند: شخص ذاكر بايد در ذكر مثل كسى كه به طفل كوچك ، كه زبان باز نكرده ، مى خواهد تعليم كلمه را كند تكرار مى كند تا اينكه او به زبان مى آيد و كلمه را ادا مى كند. پس از آنكه او اداى كلمه را كرد، معلم از طفل تبعيت مى كند و خستگى آن تكرار برطرف مى شود و گويى از طفل به او مددى مى رسد همين طور كسى كه ذكر مى گويد بايد به قلب خود كه زبان ذكر باز نكرده ، تعليم ذكر كند و نكته تكرار اذكار آن است كه زبان قلب گشوده شود و علامت گشوده شدن زبان قلب آن است كه زبان از قلب تبعيت كند و زحمت و تعب تكرار مرتفع شود. اول زبان ذاكر بود، و قلب به تعليم و مدد آن ذاكر شد و پس از گشوده شدن زبان قلب ، زبان از آن تبعيت كرده ، به مدد آن يا مدد غيبى متذكر مى شود


منبع:چهل دستورالعمل برگزیده از آثارامام خمینی قدس سره 

چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388
طریق عرفان فصل چهارم (قسمت چهارم) ...  
طریق عرفان علامه طباطبایی

فصل چهارم : بعد از اثبات امكان شهود خدا طريق وصول و دستيابى به اين كمال چيست ؟

و اين آيه همچون عكس نقيض است براى اين فرمايش پيامبر صلى اللّه عليه و آله كه بين شيعه و اهل سنت ، حديث مشهورى است : من عرف نفسه عرف ربه او: فقد عرف ربه هر كس خود را شناخت ، خدايش را هم شناخت ، يا: پس به تحقيق خدايش را شناخت .
خداوند سبحان مى فرمايد:
يا ايها الذين امنوا عليكم انفسكم لا يضركم من ضل اذا اهتديتم . (55)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، به خودتان بپردازيد؛ هرگاه شما هدايت يافتيد، آن كس كه گمراه شده است به شما زيانى نمى رساند.
و آمدى در كتاب غرر الحكم و دررالكلم از كلمات قصار حضرت على عليه السلام حدود 22 حديث در معرفت نفس روايت كرده كه در ذيل ذكر مى شود:
1 - الكيس من عرف نفسه و اخلص اعماله ؛ زيرك كسى است كه خود را شناخت و اعمالش را (براى خدا) خالص گردانيد.
2 - المعرفه بالنفس انفع المعرفتين ؛ خودشناسى سودمندترين دو شناخت است .
مترجم گويد: علامه طباطبائى در الميزان مى فرمايد: ظاهرا مراد آن جناب از دو معرفت ، معرفت به آيات انفسى و آيات آفاتى است كه خداى تعالى فرموده :
سنريهم اياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق اولم يكف بربك انه على كل شى ء شهيد. (56)
به زودى نشانشان مى دهيم آيات آفاقى خودمان را و آياتى كه در نفس خود آنها داريم تا اينكه روشن شود برايشان اينكه پروردگار حق است ، آيا بس ‍ نيست براى روشن شدن حقانيت پروردگارت اينكه او بر هر چيز حاضر و شاهد است .

به ادامه مطلب مراجعه کنید

... ادامه مطلب
شنبه بیست و یکم آذر 1388
تفسير سدرة المنتهي(سوره مباركه حمد) ...  

صبا كو آن امير كاروان را         مراعاتي كند اين ناتوان را

 

«الحمدلله رب العلمين»

الله در فاتحه مكرر نيست

اسماي الهي معرف صفات جمالي و جلالي ذات اقدس حق­اند و اين اسماء به اعتبار جامعيت بعضي را بر بعض فضل و مزيت و مرتبت است تا منتهي مي­شوند به كلمه مباركه­ي جلاله كه الله ذاتي است.«بسم الله الرحمن الرحيم» و همين الله ذاتي به برهان توحيد در ذات و در الهيت بحسب وجود، الله وصفي است كه رب عالمين است «الحمدلله رب العلمين» لذا الله در فاتحه مكرر نيست و اسم جلاله اسم اعظم و كعبه­ي جميع اسماء است كه همه در حول او طائف­اند همچنين مظهر اسم اعظم و تجلي اتمّ آن انسان كامل كه كعبه­ي همه است و فردي از او شايسته­ترنيست، پس انسان كامل اسم اعظم الهي است و بعضي از بزرگان فرموده­اند: «علم، اسم اعظم الهي است».و يكي از اكابر اهل معني گفت: «عقيده دارم يقين اسم اعظم الهي است».همه حقّ است و به حسب وجود عيني يك چيز بيش نيستند هرچند به حسب مفهوم متعدّدند.

در فص ثمين آدمي منقوش است-وچه خوش نقشي نموده از خط يار-كه:

اين كون جامع به نام (انسان و خليفه) ناميده شد و اما انسانيت او پس براي عموميت نشئه­ي اوست كه همه حقايق را داراست و او براي حق تعالي به منزله­ي مردمك چشم از چشم است كه بوسيله او همه چيز را مي­بيند و اوست كه از او به بصر تعبير شده است پس براي همين است كه انسان ناميده شده است چون بوسيله اوست كه خداوند به آفريده­هايش نظر مي­كند پس آنها را مورد رحمت قرار مي­دهد.


... ادامه مطلب
جمعه بیستم آذر 1388
تفاوت های فلسفه و عرفان: ...  
تفاوت های فلسفه و عرفان:

"فلسفه" حرف می آورد و "عرفان" سکوت.
آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کند.
آن نور است و این نار.
آن درسی بود و این در سینه.
از آن دلشاد شوی و از این دلدار.
از آن خدا جو شوی و از این خدا خو.
آن به خدا کشاند و این به خدا رساند.
آن راه است و این مقصد.
آن شجر است و این ثمر.
آن فخر است و این فقر.
آن کجا و این کجا!
[هزار و یک نکته، علامه حسن زاده آملی]
سه شنبه هفدهم آذر 1388
تفسير سدرة المنتهي(سوره مباركه حمد) ...  

«هو»

قرآن صد و چهارده سوره است و سوره­ها از آيات و آيات از كلمات و كلمات از حروف و حروف از الف و الف از نقطه و جميع علوم بلكه جميع اشياء، صورت تركيبي و تأليفي حروف­اند و حروف صورت متفرقه الف و الف صورت تكرار و تفرقه نقطه كه در سير و حركت، متكثر گشت كه: العلم نقطه كثرها الجاهلون.

...

چنانكه اشاره كرديم صورت تأليفي جميع اشياء منتهي به نقطه مي­شود كه از سير و حركت متكثر گشت كه ظهور و اظهار حكم وحدت است در عين كثرت كه از آن تعبير به حركت وجوديه و ايجاديه و نيز تعبير به نكاح ساري مي­كنند كه حب و عشق منشأ پيدايش همه است.اين بنده(علامه حفظه الله) گفته است:

پرتو نور جاودانه­ي عشقم        موج درياي بي­كرانه­ي عشقم

و غايت حركت ايجادي، ظهور حق است در مظهر تام مطلق كه شامل جميع جزئيات مظاهر است و اين مظهر تام، انسان كامل است كه عالم صورت حقيقت او است و خود غايت حركت ايجادي است لذا هيچ­گاه زمين خالي از حجت نمي­شود.اين ظهور كثرت از وحدت حقه­ي حقيقيه­ي بدون تجافي، هم در كتاب تكويني جاري است و هم در كتاب تدويني كه مظهر آن است چه اينكه الفاظ موضوع­اند براي معاني عامه.در قرآن حضرت عيسي و مادرش مريم (ع) را كلمه ناميد، ائمه­ي ما خودشان را كلمات ناميده­اند و امام امير المؤمنين و به روايت ديگر امام صادق (ع) صورت انساني را كتاب ناميده­اند و انسان كامل را ميزان قسط و صراط مستقيم و كلام الله ناطق گفته­اند و شواهد بسيار ديگر كه تدوين و تنظيم آنها خود رساله­اي جداگانه خواهد.