X
تبلیغات
شجره طیبه
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
درباره

هو
سلام علیکم
الهی حاصل یک عمر درس و بحثم این شد که فهمیدم خداست و دارد خدایی میکند.
ان شا الله تعالی تصمیم بر این داریم تا با عنایت حضرت باری تعالی قدم به قدم مراحل سیر و سلوک الی الله را به صورت الفاظ ساده در این وبلاگ گرد اوری کنیم تا منبعی هر چند ناچیز برای ره پویان طریق حق باشد
ما را از دعای خیرتان محروم مسازید
(( تصویر مبارک حضرت علامه حسن زاده آملی از باب تبرک در این قسمت درج شده و لازم به ذکر میباشد که وبلاگ و نویسندگان آن بی ارتباط با ایشان هستند و اگر مطالبی از ایشان در لابلای پست های وبلاگ ذکر شود حتما با منبع خواهد بود))

نکته مهم: ((حقیر زین پس در هیچ سایت و وبلاگی با نام سالک و آدرس این وبلاگ نظری نخواهم داد. هرگونه نظر مشاهده شده جعلی است.))
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی

چرا علامه حسن زاده آملی ، گاهی از الفاظ خارجی استفاده میکنند؟

به نظر دوستان خواننده چرا علامه حسن زاده آملی گاهی از برخی الفاظ خارجی استفاده میکنند؟ برای مثال ایشان بارها در بیان خاطره پرستاری خویش از استاد بزرگوارشان در بیمارستان نکوئی قم میفرمودند که :((بنده مثل نرس(nurse) در خدمت استادم در بیمارستان بودم.)) یا اینکه بارها به جای واژه زندگی نامه از کلمه بیوگرافی استفاده نموده اند. مثلا میفرمایند مطالبی که در بیوگرافی بنده نوشته شده است هکذا.

دلیل این استعمال چیست؟ منتظر پاسخ های دوستان میمانم. پس از آن نظر خویش را عرض خواهم نمود.

 


پاسخ

دوستان خواننده جواب های بسیار خوبی به این سوال دادند. مخصوصا یکی از دوستان با نام کاربری محب ، الحق و الانصاف پاسخ خوبی را ارائه نمودند.( هر چند که پاسخ همه دوستان حق بوده است.) حقیر در اینجا نظرات شخصی خویش را در مورد این پرسش بیان میدارم. اگر دوستان دیگری نیز پاسخ بهتری به این سوالات داشتند ممنون میشویم در قسمت نظرات درج بفرمایند.

زبان و الفاظ

الفاظ در واقع روزنه هایی به عالم معنا هستند. هر لفظی مانندآیه است که شخص را به صاحب آیه رهنمون میکند. کلمه خورشید لفظی است برای جسمی خارجی که موجب روشنایی منظومه شمسی میگردد.ما از لفظ خورشید به آنجسم پی میبریم و از آن جسم نیز به حقایق دیگری رهنمون میگردیم. مانند خورشید مثالی وخورشید عقلی و اسماء و صفات الهی و ...

بزرگان ما در انتخاب الفاظ و معانیشان و علت وضعشان دقت های بسیاری دارند و سعی میکنند هر لفظی را در هر جا و برای هر چیزی استفاده نفرمایند. زیرا در واقع الفاظ را اثرات تکوینی است.

از باب نمونه از دوستان میپرسم: خطبه عقد را حتما شنیده اید. این خطبه از چند کلمه عربی تشکیل شده است.این کلمات و چینش خاص آنها چگونه موجب محرمیت دو شخص میشود؟ این الفاظ چه اثراتی دارند که اگر اشتباه تلفظ گردد ، محرمیت جاری نمیگردد؟در پاسخ این سوالات تدبر بفرمایید. اما اکنون این زمان بگذار تا وقت دگر.

علت استعمال واژه (nurse) به جای واژه پرستار

همانطور که مستحضرید ، پرستار اسم فاعل از مصدر پرستیدن است و به معنای بنده . عبد. برده و.. نیز به کار میرود . در واقع همه موجودات عالم و همه انسان ها پرستار خداوند متعال هستند زیرا او رب العالمین است. إِن کُلُّ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِی الرَّحْمَنِ عَبْدًا. هیچ کس در آسمان ها و زمین نیست مگر این که عبد خدای رحمان است.

همه عالم پرستار اوست و پرستش جز او شرک است. شاید حضرت علامه حسن زاده آملی به علت آنکه غرق در توحید محض هستند و چون آنچنان در مقام حضور به سر میبرند  شرم دارند درباره خودشان بگویند من پرستار غیر خدا بودم. زیرا ایشان تنها پرستار خداوند رحمان اند و بس.اگر از استاد مراقبت مینمودند به علت آن است که ان استاد رنگ خدایی دارد ورنه پرستار استاد نبوده و نیستند.

شاید کسی بگوید: درست است که پرستار  اسم فاعل از مصدر پرستیدن است اما امروزه به معنای شخصی است که از یک بیمار نگهداری و مراقبت میکند و در عرف امروزی این واژه (پرستار) تنها این معنا را به ذهن متبادر مینماید.

 در پاسخ عرض میکنم: این حرف حق است منتهی اولیای الهی دقت ها و باریک بینی هایی دارند که مختص به خودشان است. آنها در افق اعلی به ریزترین مسائل دقت دارند که آن مسائل برای ما حتی مکروه هم حساب نمیشود.

در مقابل واژه nurse کلمه ای است تخصصی برای اشخاصی که در بیمارستان ها یا منازل به وضعیت مریضان رسیدگی میکنند و البته این افراد در این زمینه علم لازم را نیز دارا میباشند. حضرت علامه هم همانطور که مستحضرید طبابت خوانده اند و حتی  در علم تشریح یا همان کالبد شکافی دست دارند.

ایشان در مدت بستری بودن استادشان در بیمارستان نکوئی به کار مراقبت های طبی لازم برای ایشان مشغول بودند و به یاد دارم که از ایشان شنیده ام یا خوانده ام که از صبح تا غروب در محضر ان استاد فرزانه در بیمارستان بودند و شب را به منزل میرفتند و البته خاطره ای هم از قدرت باطنی آن استاد و اخبار غیب او در بیمارستان نیز دارند که مربوط به بحث ما نیست.

علت استعمال واژه (Biography) به جای وازه زندگی نامه

شخص بیوگراف (biograph) در واقع کلیتی از ظهورات بیرونی یک شخص دیگر یا خودش را ترسیم میکند.مانند زمان تولد و وفات و تعداد اثار و اساتید ظاهری و ....

بیوگرافی (biography)  هم آن اثر ترسیم شده ای است که بیوگراف آن را به رسم در آورده است و در آن کلیت رفتارهای بیرونی یک شخص را ذکر نموده است.
همانطور که میدانیمGraph به معنای (نمودار ، نمایش‌ هندسی‌ ، نقشه‌ هندسی‌ ، گرافیک‌ ، ط‌رح‌ خط‌ی و ...)‌ است.

 اما زندگی نامه چیز دیگری است. به واژه زندگی باید توجه کرد.زندگی از واژه زنده گرفته شده است. زنده مجرد است و در نامه مادی نمیگنجد. مجرد را چه به مادی؟ زنده را در نامه نتوان آورد.

آیا اصلا میتوان بر روی کاغذ زندگی نامه یک ولی الهی را نگاشت؟گر بخواهیم با دقت عرفانی و فلسفی پاسخ دهیم پاسخمان منفی است. شاید جان اشیای عالم بتواند زندگی نامه یک ولی خدا را بنگارد(آنهم شاید) اما ظاهر اشیای عالم خیر.

چندی قبل در کتاب شرح ابیات تبری علامه حسن زاده آملی مطالبی را نوشته بودم که در این رابطه کمک میکند. عین آن متن را اینجا ذکر مینمایم.

((حضرت علامه در بیوگرافی خویش که در کلمه 227 هزار و یک کلمه ذکر شده است میفرمایند برای اینکه از حال و احوالات من سر در بیاوری بیا از موجودات عالم بپرس که چه بر من گذشته است.ایشان میفرمایند:

1- بسى روز و بسى ماه و بسى سال گذشته از من برگشته اقبال
2- چه بگذشت و چه بگذشت و چه بگذشت بيا مى پرس از كوه و در و دشت
3- بيا مى پرس از كوه گل اندام چه بر ما مى گذشت از بام تا شام
4- بيا مى پرس از كوه دماوند چه كرده با من الطاف خداوند
5- بيا مى پرس هم از كوه مازش بيا مى پرس از رود هَرازش
6- بيا مى پرس هم از رود آلش بگو با تو حسن چون بود حالش
7- بيا مى پرس از دريا و بيشه ز ديه اهلم و ديه تميشه
8- بيا مى پرس از شهر و ديارم بيا مى پرس از اسك و زيارم
تا اینکه در ادامه به ماه و ستاره هم اشاره ای میفرمایند:

20- بيا از ماه و از استاره مى پرس ز شبهاى من بيچاره مى پرس

این که حضرت علامه جویندگان بیوگرافی خویش را به پرسش از ماه و ستاره و کوه و ... دعوت میکنند امری صرفا شاعرانه نیست بلکه حقیقتی است عارفانه ، زیرا هر موجودی از موجودات عالم لوح محفوظی است که تمام وقایع اتفاق افتاده در اطراف خویش را ثبت و درج میکند و اگر یک انسان الهی از وی جویای اندوخته هایش شود میبیند لب به سخن باز کرده و از همه حوادث رخ داده در اطراف خویش سخن میگوید و از این باب است نجواهای امام علی با چاه و از همین باب است که فرموده اند که مثلا در جلوی ماه و خورشید و زیر درخت دارای محصول جماع نکنید و یا در پیش حیوانات و مخلوقات کاملا برهنه نشوید و ...
در آیه ۴۵ سوره زخرف میخوانیم: " وَ اسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلنا اَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ".از رسولاني که پيش از تو فرستاديم بپرس: آيا غير از خداوند رحمان معبوداني براي پرستش قرار داديم؟!

اینکه پیامبر خاتم مامور میشود از پیامبران سلف سوال کند به چه معناست؟ یقینا انسان الهی توان آن را دارد که هم با موجودات عالم سخن بگوید و هم با انسانهای از دنیا رفته لب به سخن بگشاید. شاید اینکه حضرتشان سخن از چشمک و اشاره ستاره به میان آورند نیز از همین باب باشد.
ایشان در تعلیقات خویش بر شرح منظومه حاجی سبزواری درباره شم داشتن افلاک و کواکب مینویسند :(انسان در سلوک و عروج خود به سوی حقیقت حق متعال ، چیزهایی را می بیند و می شنود و استشمام می کند که زبانها از وصف آنها قاصر است و اقلام از تحریر آنها عاجز است...
تا اینکه میفرمایند :و ما نیز به فضل پروردگار عالمین امثال این امور منقوله از علمای اقدمین را کره ای بعد کره و عالمی بعد عالم مشاهده کرده ایم و وقتی از آن مشاهده قلبیه و حالت روحانیه انصراف کرده ایم دانسته ایم که امر ، رفیع تر از آنی است که در احوال طبیعیات و شرایط ادراک آنها تفوه کرده اند )
پایان نقل قول

مطالب فوق نظرات شخصی این حقیر است که البته توسط دوستانخواننده به خوبی بیان شده بود و بندهتکرار مکررات نمودم. از همهدوستانی که به این پرسش پاسخ دادند کمال تشکر را دارم.





دانلود جلسات غدیر 88 استاد صمدی آملی در شبکه قرآن

  

دانلود جلسه ی اول ـ عید غدیر 88 ـ ( حجم : 63.84 MB )

دانلود جلسه ی دوم ـ عید غدیر 88 ـ ( حجم : 44.61 MB )

 

      تذکر: (( یکی از دوستان زحمت کشیدند و این جلسات را آپلود نموده و برای حقیر ارسال کردند . این دوست عزیز به بنده فرمودند: « که این جلسات عمومی استاد صمدی آملی در تلویزیون و رادیو برای جوانان بسیار مفید است .علاوه برآن همین حضور ایشان در رسانه ملی جواب محکمی است به شبهات در رابطه با ایشان هر چند ایشان از حضور در رسانه ها به شدت خود داری میکنند. اما گاه گاهی حضور در رسانه ملی را واجب میبینند. »

      بنده هم با توجه به توضیحات این برادر عزیز این فایل ها را در اختیار عزیزان قرار میدهم. برای سلامتی این برادر عزیز صلواتی عنایت بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))





نکاتی از دفتر نکات این حقیر که از فرمایشات و مکتوبات بزرگان آموختم را تقدیم مینمایم :

۹۵: خداوند متعال در سوره فلق در ابتدا با ذکر عبارت من شر ما خلق ذکر شر عام و کلی را بیان نمودند و سپس از باب ذکر خاص بعد از عام بعضی از شرور پر اهمیت را از قبیل (۱)شر غاسق اذا وقب و (۲) شر نفاثات فی العقد و (۳) شر حاسد اذا حسد را ذکر میفرماید.

۹۶:شر مخلوقات عبارت از نقص و حد آنهاست و این شر و حد را وهم انسان میسازد.

۹۷:رب روشنایی (رب الفلق) تاریکی شب  جهل را می برد و روشنایی معرفت خدا را برای انسان می آورد.

۹۸: خداوند انسان های مومن را زنده میشمارد و انسان های کافر را مرده میداند.

۹۹:علومی مانند علم سحر و جادو و ... که برای معرفت خدا نباشد به عقل آدم آسیب میزنند. فتدبر

۱۰۰:از برای مرتبه طبع تا مراتب عالی انسان از قبیل سر و خفی و اخفی آفتی وجود دارد. لذا فرموده اند میباید از این آفت ها پناه برد. پناه گاه انسان از این آفات رب الفلق است.

۱۰۱: در واقع برای آدمیت انسان آفتی جز جهل نیست. چون انسان فکر میکند که مخلوقات خالق اند و با آنها حسابی خالقی باز میکند ، مخلوقات برای وی شر محسوب میشوند.ماه و ستاره خوب است اما برای ستاره پرست شر است.

۱۰۲:  آیه : ((قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ(الصافات/95) گفت: «آيا چيزي را مي‌پرستيد که با دست خود مي‌تراشيد؟! )) میفرماید که نفس انسان خدا تراش است. گاهی خودش را خدا میداند و گاهی خورشید و ستاره و امام و ... را خدا می انگارد.

۱۰۳:در برابر هر چیزی که خاضع شدی بدان در حال عبادت او هستی.

۱۰۴:فرعون و نمرود خود را خدا میدانستند. این خدا انگاری خود در وجود همه ما هست زیرا مخلوقیم و محدودیم لذا در ابتدا خودمان را خدا میپنداریم. با درس خواندن(معرفت الله یافتن) میرویم تا خدا پرست شویم.

۱۰۵:ما انسان ها آب و خاک و نور و والدین و پادشاه و ...را مدبر عالم میدانیم. این ناشی از وهم ماست.

۱۰۶: نفس من بگرفت سر تا پای من / گر نگیری دست من ای وای من

۱۰۷:انسان هر چه بدی میبیند از خودش میبیند.

۱۰۸:هیچ مخلوقی نمیگوید من خدا هستم بلکه این وهم ماست که آن ها را خدا میداند. اگر بدانیم خورشید و ماه و امریکا و اسرائیل و همه عالم مخلوق خدایند و از خود چیزی ندارند ، موحد میشویم.

۱۰۹:رسیدن به توحید مقدماتی دارد. برای نمونه انسان باید ابتدا طاهر شود ، استغفار کند هر روز. باید بر چهار قل مداومت کند و به اصل خودش متوجه شود تا اینها کم کم برای آدم خلوص بیاورد و انسان به رب الفلق پناهنده شود.

۱۱۰:اعداء عدوک نفسک، التي بين جنبيک: دشمنترین دشمن انسان نفس انسان است که بین جنبین او است. بین جنبیک یعنی اینکه محدود است. این نفس چون بین دو جنب محدود است شر دارد. اگر نفس از حد خارج شود و نامحدود گردد آنگاه خدا در وی نازل میشود و او توحید می یابد.





اصولی درباره دین یهود

از مدتها پیش در نظر داشتم تا اندکی درباره ادیان مختلف هم بنویسم و اصول فکری و عقیدتی و همچنین مسائل مهمشان را به طور خلاصه بیان نمایم اما هیچ گاه فرصتش دست نمیداد. بحمدالله اکنون که فراغتی دست داد لازم  دیدم مقداری درباره دین یهود بنویسم.

اگر بخواهیم درباره این دین حق مطلب را ادا کنیم میباید ده ها کتاب را اینجا بیاوریم. این دین شاید پر فراز و نشیب ترین و پیچیده ترین دین موجود باشد.  مطالعه کتاب ((یهودیت بررسی تاریخی))  در این زمینه بسیار راه گشاست. در این جا قصد ندارم این دین را شرح و تبیین کنم. بلکه بر اساس سیره حضرت علامه میخواهم به صورت اصول مطالبی را عرض نمایم. دین یهود سیزده اصل اعتقادی دارد .

سيزده اصول ايمان يهود

  1. خداوندِ متبارك، موجود (حاضر) و ناظر است.
  2. او واحد و يكتاست.
     
  3. او جسم ندارد و شباهتي هم به جسم ندارد .
     
  4. او مُقدم بر هر موجود قديمي ‌‌در جهان است.
     
  5. عبادت موجودي به غير از او جايز نيست.
     
  6. او از نيت و افكار انسانها آگاه است.
     
  7. نبوت حضرت موسي سرور ما حقيقت دارد.
     
  8. حضرت موسي به لحاظ نبوت از ديگر انبياي بني ‌‌اسرائيل برتر است.
     
  9. تورات مقدس از آسمان (ازجانب خداوند) وحي شده است.
     
  10. تورات در هيچ زماني تغيير نيافته و نخواهد يافت.
     
  11. خداوند، شريران را مجازات خواهد كرد و پاداش و اجر نيكوكاران را خواهد پرداخت.
     
  12. ماشيَحِ پادشاه (منجي جهان) خواهد آمد.
     
  13. مردگان در آينده زنده خواهند شد.
     

یهودیان خودشان را قوم برگزیده خدا میدانند به همین دلیل در دین یهود تبلیغ وجود ندارد. هر چند دکتر اپستاین معتقد است که در گذشته دین یهود تبلیغ بوده است اما یهودیان امروزه نیازی به این امر احساس نمیکنند زیرا اسلام و مسیحیت مردم را با ده فرمان اشنا کرده اند. یهودیان معتقدند ده فرمانی که در تورات آمده است فرامینی است که همه مردم جهان میباید به آن عمل کنند و  این خطابی از جانب خدا به همه مردم جهان است. اما خداوند یهود برای قوم موسی که امت برگزیده اند فرامین خاصی دارد که برای بقیه مردم نیست و مختص به این قوم میباشد که شامل ۶۱۳ فرمان است.

گزيده‏اي از ده فرمان اصلي تورات

  1. من خداوند خالق تو هستم كه تو را از اسارت و بندگي مصر آزاد ساختم.
  2.  تو را معبود ديگري جز من نباشد. هيچ تصويري از آنچه در آسمان و يا بر روي زمين و يا در آب است، نساز و آنها را پرستش ننما.
  3. نام خداي خالقت را بيهوده بر زبان نياور (از آن سوءاستفاده نكن).
  4. روز شنبه را به ياد داشته باش تا آن را مقدس بداري.  
  5. پدر و مادرت را احترام بگذار...
  6. قتل نكن.  
  7. زنا نكن.
  8.  دزدي نكن.
  9. در مورد همنوعت شهادت دروغ نده.
  10. چشم طمع به مال و ناموس ديگران نداشته باش ...  

اصولی درباره کتاب تورات

۱- تورات شامل پنج سفر است با عناوین : برشيت(Bereshit - پيدايش) 2- شموت(Shemot - خروج) 3- وييقرا(Va-ighra - لاويان) 4- بميدبار(Bamid-bar - اعداد) 5- دِواريم(De-varim - تثنيه).

۲-همه احکامی كه يك يهودي موظف به اجراي آنهاست (613 فرمان) است و از کتاب تورات برداشت شده است.

۳-یهودیان در طول یک سال تورات را ختم میکنند. هر روز شنبه قسمتی از تورات توسط ان ها خوانده میشود.

------------------------------------------------------------------------------------------

 زبان عبری زبان رسمی یهودیان است. اهمیت این زبان برای اهل علم روشن است. عزیزانی که میخواهند این زبان را بیاموزند میتوانند مقاله زیر را دانلود بفرمایند

آموزش زبان عبری

برای مطالعه در رابطه با دین یهود میتوانید به سایت انجمن کلیمیان تهران مراجعه کنید.بعضی از مطالب فوق نیز متعلق به این سایت میباشد.





معرفی کتاب یهودیت بررسی تاریخی اثر ایزیدور اپستاین

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

یکی از تاکیدات حضرت علامه حسن زاده آملی بر این مطلب است که انسان نباید دیندار تقلیدی باشد. دینداری تقلیدی آفت بزرگ همه انسان ها است با توجه به این نکته مهم لازم است تا انسان تمام تلاش خویش را برای دیندار تحقیقی شدن به کار ببند. در این رابطه چه خوب است که همه ما چند صباحی را به مطالعه ادیان دیگر مبادرت بورزیم و با عقایدشان آشنا شویم.

متاسفانه ما مسلمانان برای بررسی مکاتب و ادیان مختلف به منابع درون دینی اکتفا مینماییم. مثلا برای مطالعه دین یهودیت به مطالبی که مسلمانان نگاشتند بسنده کرده و ان مطالب را مطابق با واقع و عین حقیقت تلقی مینماییم. اما تجربه این حقیر و شنیده هایم از بزرگان خلاف این مطلب است.

ما ایرانی ها نسبت به ادیان و مکاتب دیگر اطلاعات بسیار ضعیفی داریم و تمام اطلاعاتمان تقریبا از فیلتررینگ منابع اسلامی و نویسندگان اسلامی به دستمان میرسد. شاید عدم آشنایی با زبان انگلیسی موجب این امر شده است. زبان علم امروزه زبان انگلیسی است و شاید یادگیری آن برای طالبان دانش واجب باشد.

خوب است عزیزان خواننده حداقل ادیان عمده و مهم را بشناسند و آن را از طریق منابع و مطالب خودشان بیاموزند.ما نیز ان شاء الله به تدریج کتبی را برای این منظور معرفی خواهم نمود.

بررسی تاریخی یهودیت

در زمینه یهودیت خوب است عزیزان یک دوره با دقت تمام کتاب ((یهودیت بررسی تاریخی)) نوشته ربی دکتر ایزیدور اپستاین را مطالعه نمایند.

دکتر اپستاین در کالج یهودیان لندن - مدرسه علوم دینی یهودی کشورهای مشترک المنافع بریتانیا - و دانشگاه لندن تعلیم دیده و از همان جا موفق به اخذ مدرک کارشناسی در زبانهای سامی و درجه دکتری در فلسفه و ادبیات شده است .

ایشان در این کتاب از جایگاه یک یهودی ( از نظر بنده یک یهودی معتقد و متعصب) به بررسی تاریخ و تحولات و عقاید دین یهود میپردازند. ترجمه این کتاب اثر جناب اقای بهزاد سالکی است که الحق ترجمه شیوا و روان و دقیقی است. بنده که از مطالعه آن لذت بردم. ایشان اصطلاحات عبری و نام اشخاص و اماکن را با دقت بالایی ثبت نمودند. ایشان در مقدمه درباره این کتاب مینویسند : ((مترجم محترم در پيش‌درآمد كتاب مي‌نويسد: قصد اينجانب از ترجمه كتاب حاضر فراهم ساختن متن درسي مناسب براي دانشجويان رشته اديان و علاقمندان به مطالعه و تحقيق در اعتقادات و شعائر يكي از سه دين بزرگ توحيدي بوده است. معيارهاي اصلي من در انتخاب متن ترجمه حاضر يكي جامعيت كتاب و ديگري رويكرد توصيفي (به جاي مدافعه‌گري ديني) آن بود.))

کتاب حاضر از بیست و یک فصل تشکیل شده است. خاستگاه ها، انتخاب اسرائیل، کاهنان و سرایندگان مزامیر، حکومت دینی یهودی، شکل گیری تلمود، فلسفه یهودی، عرفان یهودی، سهم علمای دینی قرون وسطی، جنبشهای جدید در یهودیت برخی از عناوین فصلهای این کتاب می باشد.

توصیه ای که به خوانندگان دارم این است که با دیدی باز این کتاب را مطالعه کنند. یقینا در این کتاب مطالبی را خواهید یافت که با آموزه های اسلامی درباره دین یهود تفاوت دارد. این کتاب را از این جهت مطالعه کنید که با دین یهود از زبان خودشان آشنا شوید.

نويسنده: ايزيدور اپستاين

 مترجم: بهزاد سالكي

ناشر : انتشارات حكمت و فلسفه ايران

چاپ اول سال ۱۳۸۵

تعداد صفحات ۴۳۱





نکاتی از دفتر نکات این حقیر که از فرمایشات و مکتوبات بزرگان آموختم را تقدیم مینمایم :

۷۱:دین قالبی است که با آن دیندار ساخته میشود. همه موجودات دین دارند و به واسه دین خود به کمال میرسند.

۷۲:واژه فلق در سوره فلق یعنی روشنی .ما  امر شده ایم که از شر ماخلق به رب روشنی پناه ببریم.

۷۳:رب فلق همان معرفت خداوند تبارک و تعالی است.

 ۷۴: آفت انسان جهل انسان است و میباید از تاریکی جهل به روشنایی معرفت به خدا پناه برد و این همان دستور اولین آیه سوره فلق است. قل اعوذ برب الفلق.

۷۵: مخلوقات حق متعال همگی شر دارند و این شر عبارت از آفت است که برای انسان وجود دارد. من شر ما خلق.

۷۶: از خداوند شر صادر نمیشود. خداوند خیر محض و هستی بی نهایت است. لذا معنی ندارد شر از وی صادر شود. شرور تابع نیستی هستند.

۷۷: از خورشید نور صادر میشود نه سایه. سایه به طفیل وجود نور میباشد.

۷۸: سایه از خورشید نیست بلکه نور از خورشید است. اما اگر دقت کنیم هم سایه و هم نور از خورشید میباشد.

۷۹:از خداوند تبارک و تعالی چون هستی مطلق است ، به غیر از هستی صادر نمیشود . نیستی عدم است . شر نیز نیستی و عدم میباشد.

۸۰:بعضی از شرور آفت بدن انسان هستند و بعضی دیگر از شرور آفت جان انسان و اصل آدمی میباشند.

۸۱: خداوند در سوره فلق نفرموده است که بعضی از مخلوقات شر دارند. بلکه  فرمود همه دارای شر هستند .انسان موجودی است که همه مخلوقات یک نحوه شر برای او دارند و آفت وی میباشند. لذا باید از آن شرور که تاریکی اند به روشنایی معرفت پناه ببرد.

۸۲:همه موجودات یک جنبه خیری دارند که جنبه هستی آنهاست و یک جنبه شری دارند که جنبه حدی آن ها میباشد.

۸۳: وقتی که نور محدود میشود ، سایه که عدم نور است پیدا میشود. زمانی که هستی نیز محدود میشود ، شرور پیدا میشوند.فتدبر

۸۴:هوای خارج شده وقتی توسط زبان به مخارج حروف برخورد میکند شکن پیدا مینماید. این شکن ها یک حدی دارند. این حد عبارت از سایه و عدم آنهاست.

۸۵:در سوره فلق عبارت من شر ما خلق دلالت بر آفاتی دارد که مربوط به آدمیت انسان است. مار و عقرب آفت بدن هستند . اما اینها به اصل آدمی کاری ندارند.

۸۶: استاد و پدر و مادر و دوست و اشیاء و ... همه چون محدود اند شر دارند. میباید از شر این ماخلق به رب روشنایی پناه برد.

۸۷:اگر مخلوق خالق را نشان داد خیر است ولی اگر خودش را نشان داد شر میباشد. پس اگر استاد و پدر و مادر و ... خدا را نشان دادند خیر اند ولی اگر خودشان را نشان دادند شر میباشند و از این شر باید به رب روشنایی پناه برد که عبارت از معرفت خداست.

۸۸:اگر سماوات و ارض را آیات الله دیدیم این میشود خیر.خداوند است که در همه آیات ظاهر است. اگر اینطور شد ماخلق خیر هستند ولی در غیر این صورت شر اند.

۸۹: حرف بالاتر اینکه اگر به نحو استقلال به ماخلق بنگریم. چه به پیامبر باشد چه به پدر و مادر و چه به اشیاء دیگر ، اینها همگی برای ما شر خواند بود و آفت آدمیت ما میشوند. لذا قل اعوذ برب الفلق.من شر ما خلق.

۹۰:قوای عالم در اختیار انسان اند تا او را بالا ببرند.اما گاهی ما از آنها بد استفاده میکنیم و از آن ها شر میسازیم.

۹۱: حرف دقیق تر اینکه شر را وهم انسان درست میکند. همه موجودات موجب استکمال انسان و خیر محض اند. اما این وهم ماست که از ان ها شر درست میکند و ان را به نحو استقلال توهم میکند.

۹۲: شرور عالم مخلوق وهم انسان است. و این شرور ناشی از جهل است. لذا از شر جهل میباید به معرفت خداوند که روشنایی است پناه ببرد.

۹۳: وقتی انسان طالب معرفت شد دارد به رب فلق پناه میبرد.

۹۴: علمی که انسان ساز است و او را رشد میدهد معرفت خداست. همه علوم و همه موجودات میباید مقدمه معرفت خدا قرار گیرند.





نکاتی از دفتر نکات این حقیر که از فرمایشات و مکتوبات بزرگان آموختم را تقدیم مینمایم :

نکته ۶۳: در سوره های چهار قل ، کلمه قل را هستی مطلق ، مرتبه اعلی آدمی ، روح منفوخ حق متعال به مراتب نازل انسان خطاب میکند.

نکته ۶۴:ابلیس به واسطه ترک واجب الهی رجیم شد. انسان نیز در وجودش ابلیس دارد. هرگاه واجبی را ترک کردیدم ،رجیم هستیم و هر گاه توبه نمودیم آدم.

نکته ۶۵:هر علمی یک میزان نورانیت برای شخص می آورد. ممکن است شخصی با انجام واجبی نورانی شود اما نداند نورانی شد. این شخص علم بسیط دارد. اما شخصی که نورانی شد و میداند نورانی است علم مرکب دارد که لذت دیگری  را به دنبال دارد.

نکته ۶۶: قرائت زبانی و عملی بسم الله الرحمن الرحیم موجب نجات از زبانیه های نوزده گانه جهنم است. چون این ایه شریفه دارای ۱۹ حرف میباشد. لذا هر روز خودرا با ۱۹ بسم الله الرحمن الرحیم میباید آغاز نماییم.

نکته ۶۷: شخصی همسرش را میزد. گفتند چرا میزنی؟گفت لعنت به شیطان. گفتند: تو خودت شیطانی و عمل شیطانی انجام میدهی و به خودت لعنت میفرستی. به دنبال شیطان بیرونی نباشید.

نکته ۶۸: چهار قل عبارت از چهار  ستون آدمی است. سقف بر چهار ستون استوار است. لذا هر روز بر این چهار قل باید مداومت داشت و آنقدر تکرار کرد تا ملکه شود و شخص موقع انجام افعال خود به خود از گناه رویگردان باشد.

نکته ۶۹: چه یک قطره بول و چه یک دریا بول هر دو نجس هستند و نماز را باطل میکنند. جان خویش را از نجاسات ولو اندک میباید تصفیه کنیم.

نکته ۷۰:  استاد بزرگواری نکته ای فرمودند : اگر کسی از شما تشکر نمود عمل شما حبط میشود. هنوز این نکته برایم ثقیل است. سبحان الله





نکاتی از دفتر نکات این حقیر که از فرمایشات و مکتوبات بزرگان آموختم را تقدیم مینمایم :

نکته ۵۱ :عابد خداوند به مانند عکس خداوند است و او را نشان میدهد. عابد دنیا نیز عکس دنیاست و دنیا را نمایش میدهد. به همین دلیل است که نگاه به چهره عالم عابد، عبادت است.و به همین دلیل است که رسول الله میفرماید :من رآنی فقد رأی الحق.

نکته ۵۲: بهشت آدمی زمانی حاصل میشود که خدا در وی ظاهر شده باشد لذا به دنبال بهشت نسیه نباشید. هم اکنون بهشتی شوید.

نکته ۵۳:شخصی عملی خلاف شرع را انجام میداد و چون شنیده بود اگر کسی بگوید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ُ از گناه مصون میماند ، در حین آن عمل خلاف شرع دائما این ذکر را تکرار میکرد. او بی اطلاع بود که استعاذه لفظ نیست بلکه به حقیقت به پناهگاه پناه بردن است. اگر دائما بگوییم به پناه گاه میروم و حرکتی نکنیم ،زیر بمباران خواهیم مرد. باید بگوییم به پناه گاه میروم و واقعا نیز به پناه گاه برویم.

نکته ۵۴: سنگر انسان عبارت است از انجام واجبات و مستحبات- دائما میباید در سنگر بود وگرنه خطرات بسیاری در کمین شخص هستند.

نکته ۵۵: شخصی غذایی را برای مهمانان تهیه نموده بود و دائما از غذا تعریف میکرد. اقای بزرگواری فرمود اینکه از غذا تعریف میکنید بسیار خوب است زیرا در ذائقه اثر دارد-اگر دائم بگوییم غذای بدی است و بد مزه است ، ولو بهترین غذا را نیز تناول کنیم بازهم در نظرمان خوشمزه نخواهد آمد-فی نفسه ذکر و گفتن در نفس اثر دارد.

نکته ۵۶: خوب است که انسان صدای قرائت قرآن و حمد و ذکر خود را بشنود-این شنیدن با گوش اثری خاص دارد-با زبان گفتن نیز اثر خاص دیگری دارد-

نکته ۵۷:کافر عرفانی کسی است که من دون الله به چیزی توجه کند- به هرچه که توجه کردیم و در وی خدا ندیدیم و او را به عنوان عکس خدا و ظهورات اسماء وی ندانستیم ، در کفریم.

نکته ۵۸: انسان میباید آنطور خودش را تحویل خدا دهد که تا خدا در وی ندمید او نه صحبت کند و نه غذا بخورد و نه کار کند- انسان مومن تمام افعالش را میخواهد به اذن و امر الله انجام دهد.

نکته ۵۹:میباید توجه داشت که در قرائت سوره کافرون مخاطب اصلی انسان ، خودش میباشد. ما به خودمان و شئوناتمان خطاب میکنیم :  لا اعبد ما تعبدون.

نکته ۶۰: اگر موجودی ازلی و ابدی باشد ، کل کمال را داراست.

نکته ۶۱: یکی از دلایل تکرار ایه لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد این است که خداوند موجودی است ازلی و ابدی-یکی را برای ازل میگوییم و یکی را برای ابد.

نکته ۶۲: دانسته های انسان و علم وی موجب افزوده شدن حضور قلب او میشود.

نکته ۶۳:إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ - در این آیه مراد از کلم الطیب علم است. بر اساس این ایه علم و عمل انسان سازند.





شعری ساده از این کمترین

در تاریخ ۱۴/۴/۱۳۹۰ در مسجد جامع شهر ساری منتظر عزیزی بودم. چند دقیقه ای این انتظار به طول کشید و در این دقایق عصر، بدون داشتن قلم و کاغذ ، ابیاتی را در گوشی خویش یاد داشت نمودم و بعدها به دفترم منتقل نمودم. امروز که مشغول تورق دفتر اشعارم بودم به این شعر برخوردم . بد نیست آن را در اینجا درج نمایم.

عالم به سوی هدفی در روانه است

این سیر بی کران ز چه رو در زمانه است؟

مبدا کجاست؟مقصد عالم کجا بود؟

این ولوله به سرشت جهان عاشقانه است

یک دم سکون به ظهورش کسی ندید

این قلب منقلب ز چه در این تپانه است؟

این جلوه های دل آرا نقاب کیست؟

نقاش چیره دست را چه قلم در میانه است؟

صوت قناری و بلبل ز نطق کیست؟

عالم ز نطق او به طرب با ترانه است

روز جهان ز کدام نور روشن است؟

مشکات عالم ز کدامین خزانه است؟

خورشید و ماه ، ز قفای کسی روان

این بزم عاشقی به سما هر شبانه است

سالک ز خود طلب که برونت جواب نیست

این درس و بحث و سوالت بهانه است





شعری از علامه حسن زاده آملی و برخی توضیحات این کمترین

در گذشتم ز ماه و سال همي

توبه كردم ز قيل و قال همي

تا به كي زخم بيكران خوردن

تا بكي رنج بيهمال همي

همه اندر ره كمالستند،

جز تو اي خواجه بيكمال همي

کل ذرات عالم در سیر تکاملی خویش از نقص به سوی کمال میروند جز امثال بنده حقیر که مورد عتاب حضرت آقا واقع شده ایم. افسوس و صد افسوس. الهی، از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده‌ام، از انس و جان شرمنده‌ام، حتی از روی شیطان شرمنده‌ام، كه همه در كار خود استوارند و این سست عهد، ناپایدار.

تا بكي زير پاي حرص و طمع

بايدت بود پايمال همي

با عزيزي به گفتگو بودم

اين جوابست و اين سئوال همي

گفتمش پرسشم بود بسيار

گفت ما را بود مجال همي

گفتمش چيست چاره‌ام گفتا

فارغ از شادي و ملال همي

گفتمش در عذاب هجرانم

گفت در نعمت وصال همي

گفتمش ميگذارم از دردم

گفت رو نزد اهل حال همي

انسان بیدار از درد خویش در سوز و گداز است. باز در سوز و گدازم ز تف دل چه کنم؟ کار مشکل شده مشکل شده مشکل چه کنم. راه چاره این درد بزرگ را فرموده اند میباید در نزد اهل حال جست. اما اهل حال کجاست؟

گفتم از اهل دل كجا پرسم

گفت در نزد ذوالجلال همي

گفتم از ذوالجلال چون خواهم

گفت وقت سحر بنال همي

در وقت سحر ها میتوان ازخداوند متعال طلب ان هم دم و اهل حال الهی را داشت. اما ما را چه به سحر؟ الهی آنکه سحر ندارد از خود خبر ندارد.

گفتمش بار ميدهد گفتا

بانگ مي‌آيدت تعال همي

حق متعال ندای تعالو سر داده است و به همه میگوید بالا بیایید. او ما را بار میدهد . این مائیم که حرکتی نمیکنیم. یک صبح به اخلاص بیا بر در ما/ گر کام تو بر نیامد آنگه کله کن           

گفتمش روز من بود تاريك

گفت چون شب نشد زلال همي

شب مردان خدا روز جهان افروز است/ روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست

گفتمش چيست شيوه دنيا

گفت با مرد حق جدال همي

گفتم از خلق گو سخن گفتا

كارواني است در رحال همي

گفتمش پيشواي قافله كيست؟

گفت پيغمبر است و آل همي

کاروان نظام آفرینش در حال حرکت به سوی اوست. ان الی ربک الرجعی. ان الی ربک المنتهی. امیر کاروان نیز انسان کامل است. صبا گو آن امیر کاروان را-مراعاتی کند این ناتوان را-ره دور است و باریک است و تاریک-به دوشم میکشم بار گران را

گفتمش عاقبت چه خواهد شد

گفت اول بود مآل همي

الهی ما را اول به خیر بگردان که اول به خیری است که عاقبت به خیری را به دنبال می آورد. السعید سعید فی بطن امه.

گفتمش در كجاست صورت كشت

گفت در عالم مثال همی

دنیا کشتزار و انسان زرع و زارع و مزرعه خویش است. صورت این کشته را در عالم برزخ خواهیم دیید. اعمال ایینجایی ما ماده ای دارد و صورتی. ماده اش اینجایی است و صورتش انجایی.

گفتمش در مثال منفصل است

گفت در آن و اتصال همي

گفتمش ديدنش توان گفتا

تا نپنداريش محال همي

گفتمش شرط ديدنش چه بود

گفت بگذر از اين سئوال همي

تا تو ، تو هستی او را نخواهی دید.تا زمانی که این کوه انانیت و منیت در ما هست رویت خدا ممکن نیست. آری- سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی/ « ارنی » نگفته گفتی دو هزار « لن ترانی ».

گفتم از عشق و عاشقي برگو

گفت معشوق لايزال همي

به بزرگواری حسودی ام شد. میفرمودند من دل به خدا و چهارده معصومش داده ام و بس.

گفتمش كي رسم به كام دلم

گفت چون نفس شد عقال همي

هرگاه به پای شتر نفس عقال زدیم به کام دل خواهیم رسید  اما امان از این نفس. الهی جان به لب رسید تا جام به لب رسید.

گفتم او را اشارتي فرما

گفت كر باش و كور و لال همي

این دهان بستی دهانی باز شد /کو خورندهء لقمه‌های راز شد /لب فروبند از طعام و از شراب /سوی خوان آسمانی کن شتاب /گر تو این انبان ز نان خالی کنی /پر ز گوهرهای اجلالی کنی

گفتم اين خستگان چرا خسته‌اند

گفت از بهر ملك و مال همي

گفتمش چيست حاصل اين رنج

گفت هم وزر و هم وبال همي

گفتمش نيكبخت داني كيست؟

گفت درويش بي خيال همي

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است‎- به قول بزرگواری: دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم/سودا چنین خوش است که یک جا کند کسی

گفتمش گفته حسن چونست

گفت من احسن المقال همي

بله. احسن المقال همی. به قول حضرتشان :

شراب عشق را بنگر که هر خلوت نشینی را /کند رسوای هر محفل ولی آهسته آهسته

خرامان بگذرد از خطه ایران غزلهایم /به هند و سند کشد محمل ولی آهسته آهسته


 





نکاتی از دفتر نکات این حقیر که از فرمایشات و مکتوبات بزرگان آموختم را تقدیم مینمایم :

نکته ۲۷: بدن انسان از عناصر تشکیل شده است و روح وی از روح منفوخ حق متعال. پس از مرگ هر یک از این عناصر و روح الهی به اصل خویش باز میگردند.

نکته ۲۸:حواس ما نسبت به یکدیگر کافرند. چشم ما نسبت به گوش کافر است.ذوق ما لمس را نمیفهمد. اینها همگی محدودند و دیگری را نمیتوانند ادراک کنند و این عدم توانایی برای ادراک کفر اینهاست.

نکته ۲۹: روح حیوانی ما نسبت به حواس ظاهری کافر نیست. اما همین روح حیوانی نسبت به نفس ناطقه کافر است. به همین ترتیب مراتب مادون نسبت به مراتب مافوق کافرند.

نکته ۳۰: ملائکه در رتبه مادون آدم هستند لذا چون نسبت به وی کافرند ( یعنی توان ادراک ان جایگاه را ندارند ) اعتراض نمودند.

نکته ۳۱:  تقرب به خداوند متعال یعنی بیشتر نشان دادن خداوند.

نکته ۳۲:  اصل ولایت این است که ولی خدا در تمام شئوناتش به اذن الله کار کند. ورنه شفا دادن ها و تصرفات از فرعیات محسوب میشوند.

نکته ۳۳:همه مراتب مادون جان انسان میباید عساکر و لشکر من الهی وی باشند. تمام حواس و نفس حیوانی میباید عبد نفس الهی باشند .یعنی فرامین من الهی را نشان دهند و من الهی نیز میباید عبد خدا باشد و خدا را نشان دهد.

نکته ۳۴: شیطان همگان را به مرتبه خویش دعوت میکندزیرا بالاتر را نمیفهمد.او نسبت به مافوق کافر است و ستر و حجاب دارد لذا خودش در این مرتبه مانده و دیگران را هم به ان فرا میخواند.

نکته ۳۵:چشم میخواهد برای خودش ببیند. ذوق میخواهد برای خودش بخورد. گوش میخواهد برای خودش بشنود. همه اینها میخواهند معبودهای خویش که دیدنی و خوردنی و شنیدنی باشد را نشان دهند. اما من الهی ما به این مراتب مادون میگوید.: یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون. من اینهایی که شما نشان میدهد را نشان نمیدهم.

نکته ۳۶: انسان دارای چندین شخصیت از جمله نباتی ، حیوانی ، شیطانی ، ملکی و الهی میباشد. در بین اینها شخصیت الهی است که سلطان ماست. این شخصیت الهی به دیگران میگوید لا اعبد ما تعبدون. شخصیت الهی است که خدا را نشان میدهد.

نکته ۳۷:انقدر سوره کافرون را باید بخوانیم تا برایمان ملکه شود یعنی هر گاه گوش خواست خطا کند و چشم خواست منحرف شود به انها خطاب کنیم : ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون.

نکته ۳۸: از عارفی پرسیدند چرا عبادت میکنیم؟فرمود با عبادت تمرین مردگی میکنیم. مرده از خودش هیچ اختیاری ندارد. ما هم در عبادت کل وجود خود را به اختیار الله میگذاریم و اوست که ما را حرکت میدهد و به رکوع و سجود و ذکر وا میدارد.

نکته ۳۹:چه بفهمیم و چه نفهمیم ، برای ما کمالات حیوانی و رشد جسمانی حاصل میشود. این رسیدن از نقص به کمال تکوینی است. اما کمالات دیگری نیز وجود داردکه با اختیار انسان حاصل میشود. به همین دلیل است که همه ما حیوان بالفعل و انسان بالقوه ایم. چون هنوز انسانیت را اختیار نکردیم.

نکته ۴۰: عالم از جاهل خبر دارد زیرا زمانی خودش نیز جاهل بود. اما جاهل از عالم بی خبر است. به همین دلیل عالم با جاهل جنگ ندارد و برایش دلسوز است اما جاهل به جنگ عالم میرود.

نکته ۴۱: سوره کافرون را عوام و خاصان و خاص الخاصان میخوانند. عوام به نیت محفوظ بودن از بلیات زمینی. خواص به نیت محفوظ بودن از بلیات زمینی و آسمانی. خاص الخاصان به نیت محفوظ بودن از هرگونه شرک.

نکته ۴۲: در قیامت انسان میفهمد که تابع و فرمانبر خود موهوم خویش بود در صورتی که انسان خود ندارد. خود حقیقی ما ان خدا فهمی و نبوت ماست.

نکته ۴۳: انسان خدایی که خودش خلق کرده است را عبادت میکند. وهم انسان در شب تاریک خلق میکند و انسان از مخلوق خودش میترسد. هم خلق و هم ترس ، موهوم انسان است.

نکته ۴۴:یوم القیامه روز است. انسان در شب است که حقایق برایش مشتبه میشود و وهمش خلق میکند. اما در روز قیامت دیگر حقایق اشکار است و شک و ریبی در ان نیست. لا ریب فیه.

نکته ۴۵: پسری بود که پدرش مرده شور بود. پسر از مرده میترسید اما پدر از مرده هیچ ترسی نداشت. این پسر یعنی کسی که در تاریکی است و ان پدر شخصی است که در روشنایی است. او ترس موهوم دارد اما این علم دارد که مرده ترسی ندارد.

نکته ۴۶:لا اعبد ما تعبدون- یعنی انچیز که کفار نشانش میدهند و از وی تبعیت میکنند قابل نشان دادن نیست تا من نیز ان را نشان دهم. من میبینم که ان موهوم کفار است و حقیقتی ندارد.

نکته ۴۷: معنای نبوت یعنی لا اله الا الله. هرگاه انسان فهمید خدایی جز او نیست نبی میشود.

نکته ۴۸:رحمان کسی است که خلق میکند و رحیم کسی است که ربوبیت میکند. مثل متکلمی که حرف میزند و حرف خودش را صورت میدهد و به کمال میرساند.

نکته ۴۹:عبادات تمرین عملی است. در هر عبادتی انسان خودش را مرده میکند و  مرده شور خداست. خودمان را مرده میکنیم و در دست خدا می اندازیم و او ما را به هر طرف که میخواهد میبرد.ولو در ابتدا این تمرین است اما کم کم انسان با این تمرین مرده میشود. موتوا قبل ان تموتوا.

نکته ۵۰:انسان در عبادت ها در ید خداست. در ماه رمضان در ید خدا هستیم. در نماز در ید خدا هستیم. در عبادات ، خدا در ما حکومت میکند به همین دلیل است که اولیاء عبادت را دوست دارند.

 





نکاتی از دفتر نکات این حقیر که از فرمایشات و مکتوبات بزرگان آموختم را تقدیم مینمایم :

نکته ۱۲: خداوند هستی مطلق است و جا برای غیر نگذاشته است. لذا تحصیل معرفت او نیز میباید اینچنین باشد و به اهداف دیگر ضمیمه نشود.

نکته ۱۳:رب بودن یعنی ظاهر شدن. عبد نشان دهنده رب است. والدین نیز ربوبیت دارند و در فرزندانشان ظاهر میشوند.

نکته ۱۴: حضرت سید الشهدا میفرمایند : الناس عبید الدنیا - یعنی مردم دنیا را نشان میدهند.

نکته ۱۵: انسان زمانی که خدا را نشان میدهد مومن است. لذا فرموده اند المؤمن مرأة المومن. یعنی مومن آینه مومن است و او را نشان میدهد. یکی از اسماء الله نیز مومن است.

نکته ۱۶: منافق ظاهرش خدا را نشان داده اما باطنش دنیا را نمایش میدهد. در سو یمقابل مومن همه مراتبش در حال نمایش و ظهور فرمان خداست.

نکته ۱۷: نیت اصل میباشد ، همانند ریشه و عمل فرع بر نیت است،  مانند شاخه. ریشه باید سالم باشد تا شاخه را به سلامت نگه دارد.

نکته ۱۸: اگر ریشه ای را از شاخه هایش جدا کنیم ریشه از بین میرود زیرا شاخه ها باید باشند تا تنفس کنند. به همین گونه است نیت و عمل. نیت بدون عمل نیز راه به جایی نمیبرد.

نکته ۱۹: گاهی انسان میل به خطا و گناه پیدا میکند. اینجاست که آن شان و بعد الهی انسان به وی تذکر میدهد که آن گناه را نکن. این تفسیر ایه اول سوره کافرون است. قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون.  ان بعد الهی ما به ابعاد حیوانی میگوید که من آن حیوانیت شما را نشان نمیدهم. من خدا را نشان میدهم.شما نیز او را نشان دهید.

نکته ۲۰: انسان میباید خطاب به خودش هر صبح سه بار سوره کافرون را بخواند تا آن بعد الهی وی بر بعد های حیوانی وی غالب شده و انها را مانند خودش نمایش دهنده خدا کند.

 نکته ۲۱: معرفت خدا از یک جهت مانند نور است و از  جهتی مانند آب. آب پاک کننده آلودگی و نجاست است و نور نیز محو کننده ظلمت و تاریکی.

نکته ۲۲: در ابتدای طلبگی احکام و رساله را تدریس میکردند. گام اول  و مهمترین گام در سیر و سلوک آموختن رساله عملیه است.

نکته ۲۳:  مَن عَمِلَ بِما یَعلَم اَورَثَه اللهُ عِلم مَا لَم یَعلَم. هر کس به دانسته هایش عمل کند ُ خداوند متعال علومی که برایش مجهول است را به وی تعلیم میدهد.

نکته ۲۴: کسی که به علم ،عمل نکرد یعنی قدر علم را نمیداند لذا علم دیگری نصیبش نمیشود و آموخته هایش از آن به بعد علم نیست بلکه جهل است.

نکته ۲۵: وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا- همه ما از بدو تولد وارد جهنم شده ایم-  کلمه (وارد) اسم فاعل است. یعنی اکنون متلبس به فعل است.وارد آنی است که اکنون وارد میشود.

نکته ۲۶:پس از مطالعه و فهم درست رساله عملیه واجب است که معراج السعاده به درستی خوانده شود. زیرا احکام و اخلاق اساس همه دستورات سیر و سلوکی است. تا بنیان درست نباشد ساختمان درست احداث نمیشود.





نکاتی از دفتر نکات این حقیر که از فرمایشات و مکتوبات بزرگان آموختم را تقدیم مینمایم :

نکته 1 : درس خواندن برای شغل ، یعنی پایه تحصیل را بر بی معرفتی گذاشتن و این تحصیل معرفت نمی آورد زیرا شغل از مراتب دنیاست و معرفت خداوند از مراتب آخرت. راه آخرت زمانی راه به سوی آخرت میبرد که از ابتدا به آخر توجه داشته باشیم.

نکته 2: سوره کافرون، شرح و تفسیر (لا اله ) میباشد و سوره اخلاص تفسیر (الا الله ) است.

نکته 3: معرفت به خداوند متعال یک نحوه عبادت است و آنهم افضل عبادات .  عبادات محتاج قصد قربت است ، پس تحصیل معرفت خداوند نیز بدون قصد قربت باطل است و معرفت نمی آورد.

نکته 4:  معرفت خداوند متعال اوجب واجبات و مصحح دیگر عبادات است.

نکته 5: معنای عبادت یعنی نشان دادن معبود. عابد در عبادت ، معبود خویش را نشان میدهد.

نکته 6: نیتی که در وجود انسان بر دیگر نیت ها میچربد معبود وی محسوب میشود و شخص در همه حالات خویش مشغول نشان دادن آن معبود است.

نکته 7: شان الهی پیامبر به شئون مادون وی خطاب میکند که یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون.

نکته 8: معرفت خداوند هم علم محسوب میشود و هم عمل و به همین دلیل است که معرفت الله افضل عبادات است. زیرا علم و عمل انسان سازند.

نکته 9: رسول الله شخصی که یک ساعت از زندگی وی باقی مانده بود را به تحصیل علم امر نمودند.

نکته 10: ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون یعنی من جن و انس را خلق نکردم جز برای اینکه مرا نشان دهند و مظهر من باشند.

نکته 11 : چون نفس متکون از عالم طبیعت است به عالم طبیعت کشش دارد .





در دلم بـود كه آدم شوم؛ امّا نشدم 

در دلـــــــم بــــــــود كه آدم شوم؛ امّا نشدم

 

بــــى‏خبر از همه عالم شوم؛ امّا نشدم

 

بـــــــر درِ پیــــــرِ خــــــرابــــات نهم روى نیاز

 

تا بــه این طایفه محرم شوم؛ امّا نشدم

 

هجرت از خویش كنم، خانه به محبوب دهم

 

تا بـــه اسمـــــاء معلّم شوم؛ امّا نشدم

 

از كف دوست بنوشم همه شب باده عشق

 

رستــــه از كوثر و زمزم شوم؛ امّا نشدم

 

فــــــــــارغ از خـویشتن و واله رخسار حبیب

 

همچنــــان روح مجسم شوم؛ امّا نشدم

 

سر و پا گوش شوم، پاى به سر هوش شوم

 

كـــــز دَم گرم تو مُلهَم شوم؛ امّا نشدم

 

از صفــــــا راه بیابــــــم به ســــــــوى دار فنا

 

در وفــــا یــــــار مسلّم شوم؛ امّا نشدم

 

خواستم بر كنم از كعبه دل، هر چه بت است

 

تــــا بــــرِ دوست مكرّم شوم؛ امّا نشدم

 

آرزوهــــا همـــــه در گور شد اى نفس خبیث

 

در دلــــم بــــود كـه آدم شوم؛ امّا نشدم

منبع : دیوان امام خمینی (ره )





دانلود جلسات فاطمیه استاد بزرگوار محمود امامی نجف آبادی

بحمد الله جلسات فاطمیه حضرت استاد امامی در نجف آباد دائر میباشد.

عزیزان میتوانند فرمایشات گهر بار حضرت استاد امامی نجف آبادی را  از سایتشان دانلود بفرمایید. توصیه حقیر به عزیزان این است که جلسات این بزرگمرد وادی علم و عمل را غنیمت بشمارند.

خداوندا عمر پر برکتش را دراز گردان

 

دانلود جلسات فاطمیه (نوروز 93)